تصاویر شگفت انگیز از ۱۰ دیتاسنتر بزرگ، زیبا و پاک دنیا

با گسترش روزافزون اینترنت، نیاز به دیتاسنترهای بزرگ هر روز بیشتر احساس شده و کمپانی‌های بزرگ اینترنتی و کامپیوتری به ساخت دیتاسنترهای بزرگتر ترغیب می‌شوند. در ساخت دیتاسنترها، مهم‌ترین مساله، امنیت ساختمانی آن‌هاست. با این وجود شرکت‌ها به زیبابودن طرح معماری ساختمان‌های خود نیز اهمیت زیادی قائل می‌شوند.

اما موضوعی که ما در این مطلب به آن می‌پردازیم، میزان پاک بودن این دیتاسنترها، به لحاظ تاثیرات زیست محیطی است. در عکس‌های پیش رو، ۱۰ دیتاسنتر پاک، بزرگ و زیبای جهان را به شما معرفی می‌کنیم.

در ادامه با ما همراه باشید.

دیتاسنتر پکن دیجیتال، پکن، چین

این دیتاسنتر در سال ۲۰۰۸ و قبل از شروع بازی‌های المپیک پکن ساخته شده که طراحی آن توسط استودیوی معماری پی-ژی انجام شد. این ساختمان علاوه براینکه به عنوان دیتاسنتر فعال است، در بازی‌های المپیک مدیریت مسائل فنی و تکنیکی بازی‌ها نیز در آن انجام می‌شد.

۲-۲

غیر از قدرت پردازش بالای اطلاعات در این مرکز، طراحی زیبای آن بسیار قابل توجه است. شکاف‌های روی دیوار آن که با نور روشن شده است، طرحی مشابه بارکد را تداعی می‌کند. ایده طراحی این ساختمان بر مبنای «المپیک سبز» بوده و به همین دلیل، لامپ‌های بکار رفته در آن از نوعی LED می‌باشد که ۶۰ درصد لامپ‌های معمولی انرژی مصرف می‌کنند. علاوه بر این دیواره‌های شیشه‌ای ویژه این ساختمان، از نفوذ حرارت به داخل جلوگیری کرده و مانع از هدر رفتن انرژی سرمایشی و البته گرمایشی می‌شوند. پس از اتمام بازی‌های المپیک ۲۰۰۸، این ساختمان علاوه بر کاربری دیتاسنتر خود، به موزه فناوری‌های مدرن تبدیل شد.

دیتاسنتر اپل، مایدن، کارولینای شمالی، ایالات متحده

اپل مدعی‌است همواره به دنبال کاهش مصرف انرژی و همچنین کاهش تاثیرات منفی زیست محیطی در ادارات و ساختمان‌های خود بوده است. براساس گزارش‌ها، در سال ۲۰۱۳، ۱۰۰ درصد دیتاسنترهای اپل و همچنین ادارات آن، با انرژی‌های تجدیدپذیر فعالیت می‌کنند.

۳-۲

این شرکت در حال حاضر به دنبال ایجاد شرایطی است تا نسبت به انرژی الکتریکی بی‌نیاز شده و به خودکفایی برسد. اطراف دیتاسنتر مایدن، از چهارصدهزار مترمربع پنل‌های انرژی خورشیدی پوشیده شده است. این پنل‌ها قادر به تولید سالیانه ۴۲ میلیون کیلووات ساعت انرژی الکتریکی هستند. این مقدار پاسخگوی ۶۰ درصد از مصارف این دیتاسنتر بوده و مابقی آن از طریق نیروگاه‌های نزدیک این دیتاسنتر تامین می‌شود.

دیتاسنتر سیتی گراپ، فرانکفورت، آلمان

در سال ۲۰۰۸، وقتی دیتاسنتر سیتی‌گراپ در فرانکفورت افتتاح شد، به سبزترین دیتاسنتر دنیا مشهور شد. این دیتاسنتر اولین ساختمان در آلمان است که موفق به اخذ گواهی بین‌المللی LEED شده است. این به این معنی است که این ساختمان به صورت کاملاً کارآمد از انرژی، آب، نور و هوا استفاده می‌کند، در حالی که محیطی کاملاً سالم را برای کارکنان خود نیز مهیا می‌کند و همچنین تاثیرات منفی زیست محیطی خود را به حداقل رسانده است.

۴-۱

در کنار این‌ها، این دیتاسنتر از طراحی بسیار زیبایی نیز بهره‌مند است. یکی از دیوارهای این ساختمان پوشیده از چمن است که علاوه بر زیبایی آن، محیطی آرام برای استراحت کوتاه کارکنان خود فراهم کرده است.

دیتاسنتر تله‌هاوس وست، لندن، انگلستان

فعالیت اصلی این دیتاسنتر، اجاره ظرفیت‌های سرورهای خود به شرکت‌های دیگر است. با وجود این‌که تله‌هاوس به دلیل امنیت بالای اطلاعات و اعتماد بسیاری که ایجاد کرده است شهرت فراوانی دارد، اما دلیل وجود این دیتاسنتر در این لیست، نحوه استفاده از انرژی در آن است.

۵

اطراف تله‌هاوس، هیچ نیروگاه خورشیدی و یا بادی برای خرید انرژی الکتریکی نیست. اما مدیران کمپانی با انتقال برق نیروگاه‌های خورشیدی و بادی و اتصال آن به ساختمان خود، از سال ۲۰۱۱، ۱۰۰ درصد انرژی خود را از طریق انرژی‌های تجدید شده و ذخیره شده بدست آورده‌اند. اکنون تمام تجهیزات این دیتاسنتر به وسیله انرژی به‌دست آمده توسط نیروگاه‌های خورشیدی و بادی فعالیت می‌کنند.

دیتاسنتر تلفونیکا، آلکالا دو هنارس، اسپانیا

در آلکالای اسپانیا و در زمینی به اندازه ۸ زمین فوتبال، که متعلق به تلفونیکا؛ بزرگترین شرکت ارتباطی اسپانیاست، دیتاسنتری بزرگ جهت خدمات ابر برای کاربران اسپانیا، انگلستان و آلمان ساخته شده است.

۶

سرورهای این دیتاسنتر ده‌ها کیلومتر مربعی، همچنین به اجاره شرکت‌های دیگر نیز داده می‌شود. این دیتاسنتر بزرگترین دیتاسنتر اروپا و همچنین سومین دیتاسنتر بزرگ دنیا محسوب می‌شود. تلفونیکا برای این دیتاسنتر گواهی طلایی LEED را نیز کسب کرده است که مهر تاییدی است بر ضریب اطمینان و کیفیت بالای خدمات این دیتاسنتر.

دیتاسنتر eBay، فونیکس ، ایالات متحده

«اگر ما بتونیم اینجا باشیم، یعنی همه جا می‌تونیم باشیم». این جمله دین نیلسون، مدیر ارشد eBay، پس از تصمیم به ساخت دیتاسنتر در صحرای آریزوناست. ساخت یک دیتاسنتر که نیاز حیاتی به سرد بودن دارد، در یکی از گرم‌ترین نقاط آمریکا، یک ریسک بزرگ محسوب می‌شد.

۷

دمایی بین ۱۸ تا ۲۶ درجه سانتیگراد زیر صفر، درجه حرارت ایده‌آلی برای فعالیت سرورهاست. اما مدیران eBay تصمیم گرفتند این کار را در دمایی نزدیک به ۴۶ درجه انجام دهند. روش اختراعی آن‌ها کاهش حرارت به وسیله آب بود. در این روش تجهیزات در ظروفی بزرگ شبیه به واگن قرار می‌گیرند که این ظروف دمای اطراف تجهیزات را به وسیله آب خنک کرده و به میزان مناسب برای کار آن‌ها می‌رساند. این شیوه باعث بهره‌وری ۹۵ درصدی انرژی شده و می‌توان گفت که تقریباً همان مقدار انرژی که باعث فعالیت تجهیزات می‌شود، برای خنک کردن تجهیزات نیز کافی‌است.

دیتاسنتر گوگل، هامینا، فنلاند

گوگل به لحاظ حجم داده (دیتا) در رتبه اول فهرست شرکت‌های کامپیوتری است. دیتاسنترهای این غول دنیای فناوری، در اقصی نقاط دنیا پراکنده بوده و تقریباً همه آن‌ها از استانداردهای «سبز» پیروی می‌کنند. اما دیتاسنتر هامینای فنلاند در کنار دریای بالتیک، در میان دیگر دیتاسنترهای گوگل مورد ویژه‌ای محسوب می‌شود.

۸

سرورهای این دیتاسنتر در ساختمانی که پیش از این کارخانه کاغذسازی بوده قرار گرفته‌اند و باید گفت که این ساختمان توسط معمار معروف فنلاندی آلوار آلتو طراحی شده است. گوگل برای خرید، تغییر کاربری و بازسازی این ساختمان ۳۵۰ میلیون دلار هزینه کرد که این مبلغ در نوع خود رکورد محسوب می‌شود، زیرا به طور مثال، دیتاسنتر بزرگ تلفونیکا در اسپانیا، ۲۰۰ میلیون دلار هزینه برداشت. در این ساختمان برای خنک کردن تجهیزات، از آب خلیج فنلاند که در کمترین دمای ممکن خود است، استفاده می‌شود.

دیتاسنتر ورن گلوبال، ریکاویک، ایسلند

این دیتاسنتر، به عنوان مرکز تحقیقات تئوری و عملی شرکت بزرگ خودروسازی بی ام دبلیو مورد استفاده قرار می‌گیرد. توسط ابررایانه‌های این مرکز، ایرودینامیک خودروهای جدید محاسبه شده و همچنین تست تصادفات در اینجا انجام می‌شود.

۹

با انتقال ابررایانه‌ها از آلمان به ایسلند و قرارگرفتن در این مرکز، از تولید سالیانه ۳۵۷۰ تن دی‌اکسید کربن جلوگیری شد. این مرکز به وسیله انرژی‌های برق‌ آبی و گرمای زمین تغذیه می‌شود. این انرژی‌ها از چشمه آب گرم نزدیک این مرکز که سالیانه ۱۰ مگاوات برق تولید می‌کند، به دست می‌آید. باید یادآور شویم که ریکاویک ایسلند مملو از چشمه‌های آب گرم است. این دیتاسنتر هیچ‌گونه تاثیرات مضر زیست محیطی نداشته و علاوه بر این، برق تولید کرده را به شرکت‌هایی که قصد استفاده از انرژی‌های پاک را دارند بفروش می‌رساند.

دیتاسنتر هیولت پکارد (HP)، بیلینگهام، انگلستان

آب و هوای بادخیز شمال انگلستان و همچنین بادهای دریای شمال، به دیتاسنتر HP این امکان را می‌دهد که در اغلب فصول سال، نیازی به تهویه هوا نداشته و در هزینه‌های خود ۴۰ درصد صرفه‌جویی کند.

۱۰

باد با عبور از دو فن غول‌پیکر و البته فیلتر، وارد ساختمان شده و از تجهیزات عبور کرده و دمای آن‌ها را در پایین‌تر از ۲۴ درجه سانتیگراد حفظ می‌کند. این سیستم که برای اولین بار در این ساختمان ابداع شده است، ۶ درصد بر کل هزینه ساختمان افزود که این هزینه با توجه به صرفه‌جویی صورت گرفته، پس از ۴ سال جبران شد. توربین‌ها، که از تکنولوژی خاصی برخوردارند، به صورت تمام وقت کار کرده و میزان کربن تولید شده را به نصف کاهش می‌دهند. از آب باران ریخته شده بر روی سقف، برای ایجاد رطوبت لازم داخل ساختمان استفاده می‌شود. علاوه بر این‌ها، با سفید کردن تمام دیوارهای این مجتمع، برای روشن کردن آن‌ها به هنگام تاریکی هزینه کمتری می‌شود.

دیتاسنتر IBM، سیراکیوس، نیویورک، ایالات متحده

این دیتاسنتر، در فضای دانشگاه سیراکیوس در نیویورک قرار دارد. مدیران IBM در صورتی راضی به ساخت این دیتاسنتر می‌شدند که طراحان آن بتوانند ساختمانی برای این دیتاسنتر طراحی کنند که در مقایسه با مورد مشابهش، ۵۰ درصد کمتر انرژی مصرف کند.

۱۱

این ساختمان در سال ۲۰۰۹ تکمیل شده و تبدیل به فرصتی برای دانشجویان شد تا از نزدیک در چند و چون کار یکی از بزرگترین‌های صنعت آی‌تی قرار گیرند. این دیتاسنتر به وسیله انرژی تولیدی خودش کار کرده، که این انرژی از گازی که در ۱۲ میکروتوربین برق تولید می‌شود به‌دست می‌آید. نوع ویژه انرژی تولیدشده این دیتاسنتر، نسبت به موارد مشابهش، دارای ۶۰ درصد بهره‌وری در مصرف انرژی است.

منبع: هزارسو

هفت عادت و ویژگی مشترک بین نوابغ

نوابغ با چشمانی مشتاق و هیجان‌زده به دنیای کارشان نگاه می‌کنند و در سکوتی مطلق به کارخود ادامه می‌دهند. شیوه‌ زندگی این دسته از انسان‌های موفق در ذهن بسیاری از مردم به یک سوال تبدیل شده است. با ما همراه باشید.

برخی از نوابغ شبیه هیچ کس دیگری نیستند. آن‌ها دنیا را طور دیگری می‌بینند و طور دیگری نیز می‌اندیشند. با همه‌ی این اوصاف، آیا این نوابغ مشترکاتی با یکدیگر دارند؟ مطمئنا ویژگی مشترک نوابغ این نیست که همه‌ی آنها در حال مزه مزه کردن نوشیدنی‌شان، فکر بکری به ذهن‌شان خطور کند و از خوشحالی بشکن بزنند و بگویند” یافتم، یافتم”.

سیمون کاری در کتاب خود با عنوان “آداب روزانه: هنرمندان و نوابغ چگونه کار می‌کنند” به این مسئله پرداخته است. او در کتاب خود سعی می‌کند به ویژگی‌های مشترک افرد مشهوری مانند فرانتس کافکا و فرانک زاپا، پی ببرد.

اگر چه به نظر می‌آید که فرانک زاپا ویژگی مشترک زیادی با بقیه ندارد، اما کارل مارکس، وودی آلن، پابلو پیکاسو و تویلا تارپ ویژگی‌های مشترکی دارند. همچنین اندی وارهول و جین آستین نویسنده‌ی مشهور انگلیسی، عادات و ویژگی‌های مشابهی داشته‌اند. مجله‌ی Harward Business Review نیز به این مسئله پرداخته است؛ نویسنده‌ی مقاله با خود اندیشیده است که چه عامل مشترکی در زندگی افراد مشهور و نابغه وجود داشته است؟

به طور حتم، این موضوع برای بسیاری از مردم، جذاب بوده است. سیمون کاری قبل از تالیف کتابش، در مورد این موضوع فکر کرده و سپس شروع به نوشتن کرده است. سیمون کاری در کتاب خود، شرح حال و روایت‌های جالبی را از این افراد مشهور نقل می‌کند. در ادامه‌ی مطلب نگاهی کوتاه به این موضوع خواهیم داشت:

۱. افراد مشهور و نابغه، پیاده‌روی‌های طولانی را دوست دارند

این افراد، عاشق قدم زدن و پیاده‌روی هستند؛ زیرا باور دارند که پیاده‌روی باعث می شود که ذهن‌شان رها شود و افکار نویی به ذهن‌شان خطور نماید. البته این کاملا قابل درک است؛ زیرا در گذشته، گزینه‌های چندانی پیش روی آن‌ها وجود نداشته است و دستگاه تردمیل و یا دوچرخه‌ی ثابت هنوز جایگزین پیاده‌روی معمولی نشده بود. گفته می‌شود که استیوجابز عاشق پیاده‌روی بوده است؛ مارک زاکربرگ نیز به این کار علاقه‌مند است (البته اگر این دو نفر را هم جزء نوابغ به حساب بیاوریم).

۲. وقتی که روی شانس هستند، کارشان را متوقف می‌کنند

شاید این کار غیرمعقول به نظر برسد، اما زمانی که این نوابغ احساس می‌کنند که کارشان خوب پیش می‌رود و اصطلاحا روی شانس هستند، کارشان را متوقف می‌کنند. حتما شما فکر می‌کنید که دلیل کارشان این است که می‌خواهند نبوغ و خلاقیت بیشتری را از خود نشان دهند؛ اما این طور نیست. آن ها می‌خواهند که چیزی را به عنوان ذخیره داشته باشند تا به آن‌ها کمک کند که روز‌های آتی نیز روی شانس باشند. گفته می‌شود که موتسارت این گونه نبوده است؛ او نمی‌توانست هنر و نبوغ خود را کنترل کند. زمانی که هنر از درونش می‌جوشیده و غلیان می‌کرده است او نمی‌توانسته جلوی نواختن خود را بگیرد.

۳.  آنها از دیدن این که تعداد آثارشان بیشتر و بیشتر می‌شود، لذت می‌برند

ظاهرا ارنست همینگوی مانند یک واژه‌شمار، عمل می‌کرده است. تصور کنید این کار چقدر دشوار است! مطمئنا کار بسیار سختی است که در حال تایپ کردن دقیقا بشمارید که چند کلمه را تایپ کرده‌اید؛ مخصوصا وقتی که در حالت غیرعادی باشد (گویا ارنست همینگوی از جمله نویسندگانی بوده است که الکل بسیار زیادی مصرف می‌کرده است). اما او تنها هنرمندی نبوده است که دوست داشته موفقیت‌های خود را بشمارد. آنتونی ترولوپ نویسنده‌ی مشهور انگلیسی نیز تا حدی این گونه بوده است. او نیز در داستان‌نویسی عادات عجیبی داشته است. گفته می‌شود که آنتونی ترولوپ هر روز دقیقا ساعت ۵ و ۳۰ دقیقه صبح از خواب بیدار می‌شده است و قبل از صرف صبحانه‌اش حداقل هزار کلمه از داستانش را می‌نوشته است. این کار، ما را یاد دانش‌آموزی می‌اندازد که خود را مجبور می‌کند تا شب قبل از امتحان طی ۱۲ ساعت مطالعه، خود را با عجله برای امتحان آماده کند.

۴. آنها دوست دارند که در مکانی آرام و در سکوت به فعالیت‌های خود بپردازند

این چیزی نیست که خیلی راحت به‌دست بیاید؛ مخصوصا در دنیای امروز، چنین چیزی تقریبا غیر ممکن به نظر می‌رسد. اندیشیدن کار سختی است و مانند یک نابغه اندیشیدن کار سخت‌تری است و به سکوت محض احتیاج دارد. گراهام گرین رمان‌نویس انگلیسی راه حل ساده‌ای داشته است. او محل کارش را مخفی نگه داشته بود و کسی دقیقا نمی‌دانست که او کجا، روی نوشته‌ها و رمان‌هایش کار می‌کند. درست مانند ال چاپو گازمان، قاچاقچی درجه‌ی یک مکزیکی که هنوز کسی به مخفیگاه او پی نبرده است.

۵. آن‌ها زندگی اجتماعی گسترده‌ای ندارند

داشتن روابط اجتماعی لازمه‌ی زندگی انسان است؛ اما این‌که فردی بخواهد خیلی اجتماعی و اهل معاشرت باشد، تا حدی تصنعی و ساختگی به نظر می‌رسد. مخصوصا در جایی مانند نیویورک که اجتماعی بودن به این معنا است که آشکارا در مورد خودتان صحبت کنید و از خود تعریف کنید تا این‌که افراد بیشتری را به سمت خود جذب کنید. این کار واقعا بیهوده و خسته‌کننده است.

پیکاسو و نامزدش فرنانده الیویر فقط یکشنبه‌ها مردم را می‌دیدند. مارسل پروست هنرمندی بوده است که از مردم کناره می‌گرفته است. با این وجود، اگر آثار پروست را مطالعه کرده باشید، متوجه خواهید شد که او در رمان‌هایش جامعه‌ی پیرامون خود را چقدر خوب درون‌کاوی کرده و به تصویر کشیده است. البته این رفتار کاملا منطقی به نظر می‌رسد؛ زیرا روابط اجتماعی گسترده باعث می‌شده است که انرژی این نوابغ تحلیل برود و مانع تمرکز ذهنی آنها می‌شده است.

۶. آنها به طور جدی، مسائل فرعی را از کارشان، جدا می‌دانستند

کاملا بدیهی است که برای رسیدن به موفقیت، این یک اصل مهم است و همه‌ی ما سعی داریم که این کار را انجام دهیم؛ اما شاید به اندازه‌ی کافی نبوغ و استعداد آن را نداشته باشیم. در گذشته، اکثر نوابغ و هنرمندان تمام توجه خود را معطوف به کارشان می‌کردند و آثاری جاودانه خلق می‌کردند. در آن زمان فقط نامه و سیستم پستی وجود داشت. اما امروزه سیل عظیمی از پیام‌های بی‌معنا و بیهوده از هر طرف بر ذهن و روح آنها سرازیر می‌شود. امروزه افراد به اصطلاح نابغه‌ی زیادی وجود دارند که حقیقتا توسط مطالبی که افراد بی‌مغز درباره‌ی آنها در تویتر می‌نویسند، دچار ناراحتی می‌شوند. در گذشته، هنرمندان و نوابغ چنین مسائل و ناراحتی‌هایی نداشته‌اند آن‌ها فقط به فعالیت‌های خود می‌پرداختند و بس.

۷. آنها همسرانی با محبت دارند که به معنای واقعی کلمه، این نوابغ را تحمل می‌کنند

اکثر نوابغ هرگز به کلی تنها نبوده‌اند. آن‌ها برای انجام کارهای روزمره‌ی زندگی‌شان و همچنین برای حفظ تعادل روحی و ذهنی خود به کسی احتیاج داشته‌اند که آن‌ها را درک کند، باورشان داشته باشد و خیلی مهم‌تر این‌که آن‌ها را تحمل کند. زمانی که کاسه صبر شریک زندگی‌شان لبریز می‌شده و مجبور به ترک این نوابغ می‌شدند، این هنرمندان و نوابغ به اندازه‌ی کافی باهوش (و شاید مشهور بوده‌اند) که خیلی زود همسر صبور دیگری پیدا می‌کردند. میسون کاری در کتاب خود در مورد همسر زیگموند فروید می‌گوید:

 لباس‌های فروید را همسرش مرتب می‌کرده، دستمال گردنش را انتخاب می‌کرده و حتی خمیر دندان بر روی مسواک او قرار می‌داده است.‌

مردی که ادعا می‌کرده است که چیزهای زیادی در مورد ذهن و روان انسان می‌داند، این‌گونه بوده است. به نظر می‌آید که او مردی مستبد و فریبکار بوده است. شاید او نیز باید در مورد این رفتارش با یک روان‌پزشک صحبت می‌کرده؟

سخن پایانی این است که هر نابغه‌ای به هوش و نبوغ خود واقف نیست. کاری که نوابغ می‌کنند این است که آن چیزی را که به نظرشان جالب می‌آید، انجام می‌دهند و با جدیت بر روی موضوعاتی کار می‌کنند که حقیقتا نو و بکر هستند. اما چه کسی تعیین می‌کند که آیا آنها واقعا نابغه هستند یا نه؟ اغلب یک هیئت آکادمیک و یا رسانه‌های ارتباطی و معمولا بعد از مرگ این افراد، مشخص می‌کنند که آنها نابغه بوده‌اند یا نه؟

توسعه الگوریتمی که در زمینه یادگیری مفاهیم جدید، عملکردی مشابه انسان دارد

پژوهشگران اخیرا الگوریتمی را توسعه داده‌اند که سیستم‌های هوش مصنوعی را قادر می‌سازد تا در زمینه‌ی یادگیری مفاهیم جدید، عملکردی مشابه انسان داشته باشند. با ما همراه باشید.

“فراگیری ماشین” عبارتی نامفهوم برای توصیف روشی است که سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی به کمک آن شروع به درک دنیای پیرامون خود از طریق دریافت حجم بسیار زیادی از اطلاعات می‌کنند. اما پژوهشگران آمریکایی به تازگی موفق به توسعه‌ی الگوریتمی شده‌اند که مدت‌زمان موردنیاز AI برای فراگیری موضوعات جدید را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد. پژوهشگران به کمک این الگوریتم موفق به ساخت ماشینی با قابلیت ترسیم نمادهای بصری شده‌اند. نمادهای ترسیم شده توسط این ماشین عمدتا از نمونه‌های ترسیم شده توسط انسان قابل تشخیص نیستند.

در این تحقیق آمده است که انسان‌ها با وجود تمام نقص‌های خود در یادگیری موضوعات جدید عملکرد بسیار خوبی دارند. چه در حین یادگیری رفتار یک شخصیت داستانی و چه در حال گذراندن دوره‌ی آموزش نحوه‌ی راه‌اندازی و استفاده از یک ابزار، انسان‌ها برای آنکه قادر به تکرار یک عمل خاص شوند، تنها نیاز به مشاهده‌ی چند نمونه از نحوه‌ی انجام آن دارند.

در مقایسه با انسان برای آن‌که فرآیند الگوشناسی اکثر ماشین‌ها (مانند یک کامپیوتر که در حال یادگیری شناسایی چهره‌ها یا شناسایی کاراکترهای تایپ شده روی یک چک)، عملکرد دقیقی داشته باشد، باید این ماشین‌ها به صورت گام به گام با هزاران مثال آشنا شوند.

اما به نظر می‌رسد که این روند در حال تغییر باشد. پژوهشگران اخیرا موفق به توسعه‌ی الگوریتمی خاص بر مبنای چارچوب برنامه نویسی بیز شده‌اند. این الگوریتم از طریق اصلاح کدهای خود قادر به ترسیم نمادهای گرافیکی خاصی است.
این الگوریتم به جای ترسیم مکرر کاراکتر آموخته شده‌ی یکسان قبلی، براساس یک “مدل تولید” از نحوه‌ی ترسیم کاراکتر، در هر بار نماد یاد شده را به صورت متفاوت ترسیم می‌کند. به این ترتیب هوش مصنوعی نیز مانند انسان عمل خواهد کرد. انسان هیچ‌گاه نامه‌ای را دقیقا به یک شکل نمی‌نویسد، چرا که ما به جای نحوه‌ی بازنویسی مکرر یک نامه‌ی اولیه، صرفا شکل کلی نوشتن آن را می‌آموزیم.

پژوهشگران از الگوریتم خود در بازنویسی ۱۶۰۰ نوع از کاراکترهای دست‌نویسی شده از ۵۰ سیستم نگارشی جهان شامل سانسکریت، تیبتان و حتی نمادهای ابداعی بکار رفته در سریال تلویزیونی Futurama استفاده کرده‌اند. پس از آن‌که این ماشین کاراکترهای آموخته‌ی خود را به صورت مستقل ترسیم کرد، پژوهشگران آزمایشی را موسوم به “تست بصری تورینگ” اجرا کردند. هدف از این آزمایش پی بردن به این موضوع بود که آیا افراد مختلف قادر به تشخیص نمادهای ترسیم شده توسط این ماشین از نمونه‌های دست‌نویس هستند یا خیر. در نهایت کمتر از ۲۵ درصد از این افراد قادر به تشخیص نمونه‌ی دست‌نویس از نمادهای ترسیم شده توسط ماشین شدند. بنابراین می‌توان گفت که عملکرد این ماشین تا حدود زیادی نزدیک به انسان بوده است.

ojsz3ph_cf4e6

به نظر شما در تصویر بالا در مورد هر یک از نمادها، کدام یک از جداول توسطماشین ترسیم شده و کدام یک به دست انسان رسم شده است؟ در هر ردیف از چپ به راست به ترتیب جداول B و A در ردیف اول، جداول A و B در ردیف دوم و جداول A و B در ردیف سوم توسط ماشین ترسیم شده‌اند.

جاشوا تنبام، پژوهشگر علوم شناختی دانشگاه MIT می‌گوید:

کودکان قبل از ورود به مقطع کودکستان نحوه‌ی شناسایی مفاهیم جدید را از طریق مشاهده‌ی تنها یک نمونه می‌آموزند. آنها حتی قادر به تجسم نمونه‌هایی هستند که از قبل با آن آشنایی ندارند. ما هنوز تا ساخت ماشینی با هوشمندی یک کودک راه زیادی را در پیش داریم، اما این نخستین باری است که موفق به توسعه‌ی ماشینی شدیم که قادر به یادگیری و بکارگیری حجم زیادی از مفاهیم دنیای واقعی (حتی مفاهیم بصری ساده‌ای مانند کاراکترهای دست‌نویس) است؛ به نحوی که امکان تشخیص نمادهای ترسیم شده توسط آن از نمونه‌های دست‌نویس بسیار دشوار است.

ممکن است ایده‌ی ساخت ماشینی که می‌تواند با دست‌خط خود شما را فریب دهد چندان مفید به‌ نظر نرسد اما در عمل یقینا الگوریتم “یادگیری سریع” آن کاربردهای بسیار مهمی خواهد داشت.

تنبام می‌گوید:

تصور کنید که تلفن هوشمند شما از این قابلیت بهره می‌برد؛ شما از واژه‌ای استفاده می‌کنید و تلفن‌تان معنای آن واژه را از شما می‌پرسد و در دفعات بعدی که شما این واژه را می‌گویید، قادر به تشخیص آن است. بهبود قابلیت یادگیری سریع مفاهیم جدید در ماشین‌ها، آثار شگرفی بر بسیاری از بخش‌های مرتبط با هوش مصنوعی مانند پردازش تصویر، تشخیص صدا، تشخیص چهره، فهم زبان‌های طبیعی و بازیابی اطلاعات خواهد داشت.

مطالعه آسان در شب با «Night Light» گوگل

اگر چشم‌هایتان از خواندن مطالب از روی وسیله‌های الکترونیکی در شب خسته شده است، گوگل‌پلی مدل چراغ شب (Night Light) را برای مطالعه آسان در شب معرفی می‌کند.
محرومیت از تلاش برای مطالعه در شب، زمانی که چشمان شما خود را برای خوابیدن تطبیق میدهد، اکنون دیگر معنایی ندارد. اگر شما تا به حال بین دوراهی مانده‌اید که به خواندن کتابهای الکترونیکی خود ادامه دهید، یا دستگاه خود را به دلیل اینکه چشمتان از نور بسیار زیاد یا ناکارآمد اذیت شده خاموش کنید، دیگر نگران نباشید، زیرا گوگل‌ به تازگی آپدیتی از اپلیکیشن‌های مطالعه خود را در گوگل‌پلی عرضه کرده است که خواندن کتابهای الکترونیکی را در نور کم آسان‌تر می‌کند.
با فناوری Night Light، نیازی به تطبیق روشنایی صفحه دستگاه توسط شما نیست، زیرا آپدیت ۳٫۷٫۴۵ نرم‌افزار مطالعه گوگل‌پلی، به طور خودکار این انطباق را برای ما انجام می‌دهد.
 گرگ هارترل، مدیر این محصول از گوگل‌پلی، اعلام کرده است که این آپدیت قابل استفاده برای دستگاه‌های اندرویدی و iOS است.
هارترل می‌گوید: Night Light به طور خودکار میزان نور طبیعی بیرون را بررسی می‌کند و همان دما و روشنایی را به شما می‌دهد.
این نرم‌افزار با جلوگیری از بیرون آمدن نور آبی رنگ دستگاه‌های الکترونیکی کار می‌کند، زیرا تحقیقات نشان داده است که دلیل اصلی مشکل مردم برای استراحت در شب است. وقتی Night Light را روشن کنید، دستگاه نور آبی را می‌گیرد و آن را با نوری کهربایی جایگزین می‌کند و این تجربه بهتری را برای مطالعه به فرد می‌دهد.
این نرم‌افزار خواب خوانندگان الکترونیکی را آسان‌تر می‌کند و به آنها ثابت می‌کند که سرگرمی و داشتن خوابی مناسب در شب، با هم در تضاد نیستند.
منبع: ایسنا

۵ خصوصیت استثنایی کارآفرینان ثروتمند جهان

چگونه یک کارآفرین فوق العاده ثروتمند و موفق شوید؟ از دید افراد بی‌تجربه و ناآگاه، ممکن است ثروتمند شدن کاملا یک امر تصادفی به نظر برسد. به هر حال ۵ خصوصیت متمایز وجود دارد که به اغلب کارآفرینان جهان کمک کرده است تا فوق‌العاده ثروتمند شوند. این خصوصیات عبارت است از:  

۱) استدلال

همه انسان‌ها توانایی استدلال دارند. آین رند، نویسنده معروف روسی- آمریکایی، زمانی نوشته بود:

«برای حفظ و ادامه حیات انسان اصولا اقدام فکری موردنیاز است؛ همه چیزهایی که انسان نیاز دارد باید با قوه ذهنی کشف و با تلاش ساخته و تولید شود. تولید، به کارگیری استدلال برای حل مشکل بقا است.»

چه چیزی باعث تمایز کارآفرینان موفق با افراد دیگر می‌شود؟

توانایی ذهنی این افراد آنقدر وسعت یافته است که به هر چیزی که فکر کنند، به آن دست پیدا می‌کنند. آ‌ن‌ها می‌توانند برای رسیدن به اهداف و بلند پروازیهایشان، در جهان واقعی ایدههای خود را با استفاده از منطق و تفکر آگاهانه خلق کنند. آ‌ن‌ها واقعا معتقدند کاری را که شروع کردهاند، میتوانند با پشت سر گذاشتن مشکلات و موانع به نتیجه مطلوب برسانند. کارآفرینان موفق به این دلیل موفق هستند که غرایز بقای آ‌ن‌ها به طور متعالی توسعه یافته است. امروزه برخلاف گذشته، غرایز بقا بر مبنای توانایی ما برای پیدا کردن سرپناه، کشتن برای غذا یا دفاع از خود در طبیعت وحشی نیست. غرایز بقای مدرن بر مبنای توانایی در استدلال است. توانایی استدلال کردن به‌طور ذاتی در همه انسانها وجود دارد. استدلال تنها کلیدی است که در حوزه فعالیت کارآفرینان بسیار موفق در راس قرار دارد؛ همان‌طور که موفقیت ریچارد برانسون به‌دلیل وجود این خصوصیت ذاتی وی بود. او در دوره متوسطه ترک تحصیل کرد و به دانشگاه نرفت. بنابراین موفقیت وی به‌دلیل نداشتن تحصیلات نبود. توانایی بالای برانسون در استدلال نه‌تنها اجازه زیستن، بلکه توانایی پیشرفت هم به او داد. برانسون یک کارآفرین بسیار موفق و پرکار است. او در صنایع مختلف کسبوکارهای زیادی را تاسیس کرده و به واسطه برخی از آ‌ن‌ها به ثروت انبوه رسیده است. 

۲) ادراک

آیا لیوان نیمهپر است یا نیمهخالی؟ همه ما در برابر موقعیتها، شرایط و اتفاقاتی که برای دیگران به طور متفاوتی قابل درک است، دیدگاههای شخصی خود را داریم. کارآفرینان موفق باید بهتر از دیگران توانایی درک شرایط را داشته باشند. درک دقیق آ‌ن‌ها از مشکلات یک کسب وکار، محصول یا یک بازار باید درک متفاوتی باشد. آ‌ن‌ها دریافتهاند که جهان اطرافشان را به روش خاصی درک کنند که این برای اکثر افراد مقدور نیست. آ‌ن‌ها توانایی بسیار بالایی در تجزیه و تحلیل، توسعه، سنجش افکار و ایدهها دارند.

بزرگ‌ترین تفاوت بین کارآفرینان عادی و ثروتمند این است که درک آ‌ن‌ها از واقعیت درون خودشان حاصل می‌شود. کارآفرینان موفق در القای دیدگاه خود به دیگران مهارت دارند که این مهارت در هر چیزی میتواند سودمند باشد؛ از جمله افزایش سرمایهگذاری تا متقاعد کردن کارکنان برای کار مدنظر کارآفرینان.  الون ماسک (Elon Musk) زمانی که شرکت‌های اسپیسایکس (SpaceX) و تسلا را راهاندازی کرد، نسبت به دیگران درک متفاوتی از صنعت خودرو و فضا داشت. چرا فرستادن یک موشک به فضا باید آنقدر پرهزینه باشد؟ چرا ماشین‌های پرقدرت و خوش‌ساخت الکتریکی در طیف معقولی برای استفاده روزانه مردم ارائه نمی‌شوند؟ نگرش و استعداد متفاوت ماسک در درک این صنایع به همراه توانایی او در متقاعد کردن برخی از بزرگ‌ترین دانشمندان و مهندسان جهان برای همکاری با کمپانی وی، او را بسیار ثروتمند کرد. 

۳) اراده

همه کارآفرینان باید با تردید مقابله و بر موانع مختلف غلبه کنند. این کار ممکن است برای بعضی کارآفرینان سال‌ها به طول بینجامد. در این سطح، ترکیب کاملی از عزم، پشتکار و مقاومت می‌تواند اراده را تشکیل دهد. در واقع آنچه می‌تواند برای کارآفرینان امکان غلبه بر چالش‌های زیاد را فراهم کند، یک آگاهی درونی یا طرز فکری است که چیزی بالاتر از اراده محسوب می‌شود.  میل و اراده، قدرتی است که توسط ذهن کنترل می‌شود. اراده یک ابزار درونی است که به کارآفرینان موفق امکان می‌دهد تمامی تمرکز و توجه خود را روی یک هدف خاص بگذارند. کارفرمایان ثروتمند تنها هدف خود را می‌بینند و از موانع عبور می‌کنند.  روحیه رقابت‌پذیری صرفا در ورزشکاران وجود ندارد، بلکه آ‌ن‌ها این میراث را از کارآفرینان موفق به ارث برده‌اند. از این‌رو میل و اراده نباید جایگزین رقابت شود؛ هرچند آ‌ن‌هایی که اراده دارند، قطعا رقابت می‌کنند. میل به برنده شدن یک حقیقت است. کارآفرینان ثروتمند در تمام مدت اراده خود را بر برنده شدن قرار می…دهند، زیرا فقط هدف را رصد می‌کنند. دستیابی به موفقیت‌های بزرگ بدون میل فراوان به آن امکان‌پذیر نخواهد بود.  

مایکل جردن، بازیکن معروف بسکتبال در بین هم‌نسلان خودش و شاید در بین همه نسل‌ها، با بازی در لیگ NBA ثروت زیادی به دست آورد؛ هرچند ثروت قابل توجه وی در خارج از زمین بازی به دست آمده است. او به کمک نایک، برند تجاری «جردن» را به‌وجود آورده و از شرکای مالی تیم شارلوت هورنتس است. اراده مایکل جردن در رقابت‌های نهایی لیگ NBA در سال ۱۹۹۷ به عنوان نمونه شناخته شد. صبح پیش از شروع بازی حساس پنجم از مجموع هفت بازی، جردن به ویروس معده دچار شده بود. به همین دلیل کادر پزشکی تیم را به اتاق هتل خود فرا خواند و پس از ارزیابی شرایط وی، مربیان تشخیص دادند که او نباید در بازی آن شب شرکت کند. جردن تا دو ساعت قبل از اخطار نهایی در رختخواب ماند؛ اما برای حضور در بازی به موقع حاضر شد. جردن با این‌که بی‌رمق بود و دچار سوء‌تغذیه شده بود، بر بیماری خود غلبه کرد و با آوردن ۳۸ امتیاز موجب پیروزی تیمش شد. میل و اراده جردن به پیروزی به مراتب قوی‌تر از ویروس معده بود. هیچ چیز نتوانست مانع برنده شدن او شود. بولز در بازی بعدی نیز پیروز شد و در سال ۱۹۹۷ مدعی قهرمانی لیگ NBA شد؛ اما اگر بازی پنجم را از دست می‌دادند هرگز این قهرمانی ممکن نبود. 

۴) بصیرت

همه انسان‌ها نوعی بصیرت دارند که از آن به عنوان حس ششم یاد می‌شود. «بصیرت» قدرت درک و ارزیابی شرایط بدون استفاده از عقل متعارف را به افراد می‌دهد. بصیرت کارآفرینان ثروتمند بسیار تکامل‌یافته است و غرایز ذهنی‌شان به طور طبیعی آ‌ن‌ها را از خطر محافظت می‌کند و به سمت فرصت‌های موجود راهنمایی می‌کند. یکی از ارزشمندترین روش‌هایی که کارآفرینان ثروتمند از بصیرت خود بهره می‌برند، این است که می‌توانند دیگران را بشناسند. بصیرت تکامل‌یافته آ‌ن‌ها این امکان را می‌دهد که ارتعاشات حسی اطرافیان را متوجه شوند. یک کارمند بالقوه دارای انرژی خوب است یا انرژی بد؟ آیا پیشنهاد همکاری با یک شرکت دیگر یا شخص دیگری معقول است یا خیر؟ در چنین مواردی، بسیاری از کارآفرینان موفق به راحتی قادر به انتخاب درست هستند. البته آ‌ن‌ها ارزش تلاش و کوشش را می‌دانند؛ اما در عین حال توانایی درک فوری مسائل را دارند. روش کار رهبران موفق، کارآفرینان موفق و هنرمندان باتجربه مشابه است. جری سینفلد، یکی از بزرگ‌ترین کمدین‌های اجرای زنده است که به عنوان یک کمدین استندآپ، توانایی خود را در تعریف لطیفه‌ها در مقابل مخاطبان حاضر در سالن ارتقا بخشید. قابلیت‌های ذاتی وی در شروع کار، ادامه آن و تنظیم سرعت عملش او را به این مرحله رساند و همچنین توانایی او در پیش‌بینی عکس‌العمل مخاطبان بسیار قابل توجه است. 

۵) تخیل

قدرتمندترین نیرویی که در جهان وجود دارد، تخیل است. یک کارآفرین همه چیز را در ذهنش می‌سازد، به فروش می‌رساند و کار را به پایان می‌رساند. تمام خلاقیت و ابتکار وی با قوه تخیل آغاز می‌شود. اگر هنوز چیزی وجود ندارد، باید آن را تصور کرد و برای یک کارآفرین، تخیل نقطه شروع موفقیت است. کارآفرینان ثروتمند نه تنها توانایی تصور کارهای بزرگ را دارند، بلکه با استفاده از تخیل خود از تحقق رویاهای خود نیز اطمینان حاصل می‌کنند. تجسم قوی و مستمر آ‌ن‌ها برای رسیدن به موفقیت بسیار مهم و حیاتی است.

اکثر کارآفرینان به‌طور مستقیم از نقطه A به نقطه B نمی‌روند، بلکه گاهی اوقات در طول مسیر برنامه‌شان را اصلاح می‌کنند یا تغییر می‌دهند. واقعیت این است که در بسیاری از موارد، کارآفرینان برای قرار گرفتن مجدد در مسیر درست نیاز به عبور از موانع را دارند و تا پیش از رسیدن به نقطه B بارها به تخیل خود رجوع می‌کنند تا به مسیر درست برگردند. تخیل مفیدترین ابزار برای حل مسائل است.

ثروتمند شدن کارآفرینان موفق به این دلیل نیست که می‌توانند از همه مشکلات جلوگیری کنند. آ‌ن‌ها ثروتمند می‌شوند، چون توانسته‌اند مشکلاتی را که اجتناب‌ناپذیر هستند، حل کنند. کارآفرینان موفق، تصورات باور نکردنی دارند و توانسته‌اند ابزارهای تجسم و حل مشکل را به خوبی به دست آورند.  جورج لوکاس، قدرت تصور باور نکردنی دارد. وی کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده و کارآفرین آمریکایی است که موفقیت قابل توجه او از ایده‌های بکر و هیجان‌انگیزش به وجود می‌آید. فیلم‌های او هر کدام میلیاردها دلار در گیشه فروش کردند.

لوکاس یک امپراتوری باور نکردنی را به‌عنوان یک کارآفرین ساخته است. وقتی در حال ساخت فیلم جنگ ستارگان یک بود، از وجود جلوه‌های ویژه به عنوان یک عنصر حیاتی برای این فیلم آگاه بود، اما یک مشکل داشت؛ بخش جلوه‌های ویژه در کمپانی فاکس قرن بیستم منحل شده بود. لوکاس به منظور رسیدن به جلوه‌های بصری که قبلا هرگز دیده نشده باشند، یک کمپانی جدید به نام ILM راه‌اندازی کرد. کارآفرینان موفق صفات مشترکی دارند. ثروتمندترین کارآفرینان در پنج خصوصیت استثنایی از طریق چندین سال کار سخت، ماهر و کامل شده‌اند. برای این‌که کارآفرین بسیار موفقی باشید، روی مهارت‌هایتان در استدلال، ادراک، اراده، شهود و تخیل کار کنید.

منبع: آی‌تی‌ایران