دانشمندان آمریکایی یک آزمایش خون را طراحی کردهاند که میتواند پنج سرطان مرگبار پستان، روده، ریه، رحم و معده را در مراحل اولیه شناسایی کند.
به گزارش ایسنا، محققان موسسه ملی تحقیقات ژنوم انسان در آمریکا دریافتهاند که وقتی سرطان پستان، روده، ریه، رحم یا معده در بدن وجود دارد، یک ژن خاص امضای شیمیایی خود را تغییر میدهد.
دانشمندان تصور میکنند که این تغییر زمانی رخ میدهد که بدن در جنگ علیه بیماری شکست میخورد.
به گفته محققان، این ژن میتواند مانند یک بوق هشدار در مورد حضور سرطان در بدن فرد در زمانی که درمان میتواند بیشترین تاثیر را داشته باشد، عمل کند.
این امضا به ژن ZNF154 مرتبط است. محققان دریافتند که در زمان حضور تومور، این ژن بهطور فزآیندهای علائم متیلاسیون را نشان میدهد. متیلاسیون یک فرآیند زیستی است که به ژنها فرمان خاموشی میدهد.
آزمایشهای خون کنونی مخصوص شناسایی یک نوع تومور خاص هستند و پزشکان ابتدا باید سرطان را شناسایی و از آن نمونهبرداری و توالی ژنتیکی آن را تعیین کنند. زمانی که جهشهای خاص تومور شناسایی شد، میتوان آنها را در خون پیگیری کرد.
این در حالی است که آزمایش جدید به هیچ دانش اولیهای در مورد سرطان احتیاج نداشته و نسبت به سایر رویکردهای غربالگری مانند کولونوسکوپی و ماموگرافی کمتر تهاجمی است. میتوان حتی از آن برای نظارت بر افرادی که در معرض خطر بالای سرطان قرار داشته استفاده کرد یا بر فعالیت تومور حین درمان نظارت داشت.
محققان اکنون در حال بررسی این امر هستند که چقدر زودتر میتوان تومور را در خون شناسایی کرد.
آنها امیدوارند به زودی بتوانند وارد مرحله آزمایشات انسانی شوند تا یک آزمایش تشخیصی تولید شود.
با پیشرفت روزافزون تکنولوژی، هوش مصنوعی و علم روباتیک، دایرهی مشاغلی که تنها انسانها قادر به انجام آن هستند روز به روز تنگتر میشود؛ بهطوریکه پیشبینی میشود در آیندهای نزدیک اکثر انسانها شغل خود را از دست بدهند. با ما همراه باشید تا ببینیم زندگی در چنین جهانی چگونه خواهد بود.
هفتهی گذشته در گردهمایی سالانهی مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در داووس، گزارشی از ارزیابی تاثیر تکنولوژی بر روی اشتغال با نام «آیندهی مشاغل» منتشر شد (میتوانید گزارش کامل را از اینجا و خلاصهی آن را از اینجا بخوانید). براساس این گزارش «علاوه بر مدل کسب و کار، بازار کار نیز ظرف ۵ سال آینده دستخوش تغییرات گستردهای خواهد شد و مهارتهای متفاوتی برای رشد در چشمانداز جدید نیاز است».
عبارات رسمی و سنگین بالا به زبان ساده یعنی «اگر کار شما به گونهای است که یک سری سنسور و دستگاههای اتوماتیک قادر به انجام آن هستند، بهتر است به فکر یادگیری مهارتهای جدیدی باشید». حقیقت این است که وقتی صحبت از تولید، مونتاژ، راندن وسایل نقلیه، وظایف مکانیکی، ساخت و سازهای عمرانی و بسیاری فعالیتهای دیگر به میان میآید، روباتها آنها را بسیار ارزانتر و بهینهتر انجام میدهند؛ در حالیکه نه خسته میشوند، و نه حوصلهشان سر رفته و حواسشان پرت میشود.
برای مثال رانندگی را در نظر بگیرید. حمل و نقل خودکار نه تنها ارزانتر، بلکه ایمنتر نیز هست. اتومبیلهای بدون راننده میتوانند بسیار سریعتر عکسالعمل نشان دهند، دید ۳۶۰ درجه دارند و آن سوی اجسام جامد را هم میبینند. نه از رانندگی خسته میشوند و نه حواسشان پرت نمیشود. نوشیدنی الکلی مصرف نمیکنند و با دیگر رانندهها درگیر نمیشوند. اما بعضیها هنوز نمیتوانند با این قضیه کنار بیایند و تصور شهری پر از ماشینهای بدون راننده در کنار خودروهای دارای راننده برایشان سخت است. باید در نظر داشته باشیم که در نهایت ماشینهای خودران رانندگی بهتری از انسانها خواهند داشت. به بیان دیگر ماشینهای بدون راننده بالاخره به هنجار تبدیل خواهند شد.
پس با اشغال بیشتر مشاغل توسط روباتها، آیا ما آنطور که مجمع جهانی اقتصاد میگوید در آستانهی انقلاب صنعتی چهارم هستیم؟ انقلابی که مانند پیشینیان خود در نهایت مشاغل جدید زیادی ایجاد خواهد کرد و در عین حال بهرهوری و تولید ثروت را به صورت اساسی بهبود خواهد بخشید؟ و یا آیا به سمت جهانی پیش میرویم که در آن هیچ کار مفیدی برای انسانها باقی نمانده است؟
به عقیدهی اریک برینیالسون و اندرو مکآفی نویسندگان کتاب «مسابقه با ماشین»، میتوان با اطمینان گفت افزایش بهرهوری به قدری بالا خواهد بود که بسیاری از مشاغل به سادگی ناپدید خواهند شد و بسیاری از مردم شغل خود را از دست خواهند داد. این فرآیند مختص جهان غرب نخواهد بود. به عنوان مثال شرکت چانگینگ در شهر دانگوان چین را در نظر بگیرید که ۹۰ درصد نیروی کار ۶۵۰ نفری آن توسط روباتها جایگزین شدهاند. این کار منجر به افزایش شدید بهرهوری و کاهش محصولات معیوب بوده است. ۶۰ نفری که هنوز در کارخانه کار میکنند وظیفهی نگهداری و روغنکاری روباتها را بر عهده دارند. در واقع آنها بردهی روباتها هستند. وقتی که ساخت روباتهایی که بتوانند به تعمیر و نگهداری از دیگر روباتها بپردازند ارزان و به صرفه شود، این نیروی کار به ۲۰ نفر کاهش پیدا خواهد کرد. این مثال لبهی تیز فناوری را نشان میدهد!
اما آیا آنچه گفته شد خوب است یا بد؟ از افزایش بهرهوری در کارخانهها که بگذریم، به نجات جان افرادی فکر کنید که هر ساله در جادهها و هنگام ساخت و ساز ساختمانها کشته میشوند. علاوه بر این، نمیتوان جلوی تکنولوژی را گرفت و منع استفاده از تکنولوژی همیشه با شکست همراه بوده است. چرا وقتی یک روبات به راحتی و با قیمت کمتر و کیفیت مناسبتر میتواند با آجر دیوارچینی کند از یک کارگر انسان استفاده کنیم؟ اگر فکر میکنید دیوارچینی کار سادهای است، نظرتان راجع به کار پیچیده و تخصصی حل مکعب روبیک چیست؟ درست است که روباتها تنها ۴ ثانیه سریعتر از انسانها این کار را انجام میدهند، اما این کار را هر بار به نحو احسن انجام میدهد؛ بدون استرس، عجله، اشتباه و با نهایت دقت کار خود را هر بار پس از بار قبل انجام میدهد.
اما اگر قرار است کاری به ما انسانها نرسد، چطور قرار است زندگی کنیم؟ با جایگزین شدن روباتها در بسیاری از مشاغل در سالهای گذشته و ادامهی این روند در سالهای آینده، یک درآمد جهانی به عنوان راه حل مشکل بیکاری عمومی پیشنهاد میشود. با این درآمد، اکثر افراد جامعه پول کافی برای زندگی و آموزش فعالیتهای دیگر خواهند داشت.
اگر افراد دارای شغل را به دو دستهی «افرادی که بنا به نیاز اقتصادی کار میکند» و «کسانی که فقط برای سرگرمی و داشتن مشغله کار میکنند» تقسیم کنیم، مشخص است که در آینده دستهی اول دیگر وجود نخواهد داشت. به بیان دیگر کسانی که برای تفریح به دنبال کار هستند همیشه کاری برایشان هست، در حالیکه کسانی که برای امرار معاش کار میکنند (کاری که دوست ندارند را برای به دست آوردن پول انجام میدهند) خودشان را ظرف چند سال آینده بیکار خواهند یافت. در نتیجه توصیه میشود به صورت جدی به این فکر کنید که برای دوران پس از انقلاب چهارم صنعتی چه برنامهای دارید. وقتی با سود کلان ناشی از افزایش بهرهوری حقوق بیکاری دریافت کنیم، بسیاری از ما وقت خود را صرف انجام فعالیتهای مفیدتری مانند کارهای داوطلبانه میکنیم و یا درگیر فعالیتهای سرگرم کننده و خلاقانه میشویم و سعی میکنیم چیز جدیدی اختراع کنیم. درحالی که بعضیها صرفاً از اوقات فراغت خود لذت خواهند برد.
بسیاری از افراد با اینکه شایستگی داشتن شغل مورد نظرشان را دارند اما به این دلیل که نمیتوانند در جلسههای مصاحبه آنطور که لازم است، طرف مقابل خود را قانع به داراییهاییهای ذهنی خود کنند، خیلی راحت بهخاطر یک یا چند اشتباه کوچک یک موقعیت خوب و شاید بزرگ را از دست میدهند. در ادامه، با ما همراه شوید تا دیگر به این اشتباهها دچار نشوید.
۲۰. غلط املایی در رزومه، فرم درخواست شغل یا ایمیل
میدانیم که غلط املایی داشتن در ایمیل، رزومه یا فرم درخواست شغلی شاید کوچک به نظر برسد اما در نشان دادن دانش و هوش شما نقش بزرگی بازی میکند. سعی کنید قبل از ارسال رزومه، ایمیل یا فرم درخواست شغل حتما یک بار همه متونی که نوشتهاید را بازخوانی کنید و در کنار هر کلمهای که رد شدید و در مورد تناسب آن با جمله یا املای آن تردید داشتید، با کمی جستجو جایگزین بهتر یا املای درست آن را پیدا کنید.
نکته: برای پیدا کردن شیوه نوشتن و املا یک کلمه کافی است آن را در گوگل جستجو کنید (هر چند غلط) تا شیوه صحیح نوشتن آن را مشاهده کنید.
۱۹. بوی بد دهان و نفس
هیچگاه مصاحبه شغلی خود را بدون اینکه مسواک زده باشید شروع نکنید. بوی بد دهان میتواند نشاندهنده بیتوجهی شما به نظافت و بینظمی باشد و هر کسی را فراری دهد.
نکته: پیش از مصاحبه یک یا دو تکه آدامس را بجوید و ۵ دقیقه قبل از شروع مصاحبه آن را دور بیاندازید.
۱۸. تعریف نکردن یک داستان خوب
شما چه کسی هستید، چه کاری را خیلی خوب انجام میدهید و میخواهید با زندگی خودتان چه کار کنید؟ مصاحبهکنندهها یک داستان شسته و رفته و سریع از زندگی شخصی و شغلی شما میخواهند. به طرف خود نشان دهید اهل ارتباط برقرار کردن هستید و ارتباطات نقشی کلیدی برای شما دارد. اگر نتوانید با صحبتهای خود و گفتن یک داستان سریع، تمیز و صادقانه با شخص مقابل ارتباط برقرار کنید، آن شغل را نخواهید گرفت.
نکته: همان داستان شسته و رفته را برای خود بنویسید و با دوست خودتان هم در میان بگذارید و نظرش را بخواهید.
۱۷. نیشدار و منفینگر بودن
نمیگوییم قهقهزنان به جلسه مصاحبه بروید، اما چهرهای اخمو، عبوس، عصبانی و منفینگر داشتن هم به هیچ وجه به روند استخدام شما کمکی نمیکند. سعی نکنید حرفهایی کنایهدار یا نیشدار بزنید و طرف مقابل را نسبت به خود رنجیده کنید.
نکته: مودب باشید، لبخند بزنید.
۱۶. تکبر داشتن
بعضیها چنان به یک مصاحبه وارد میشوند که انگار یک شخص مشهور همه چیز تمام هستند که اگر شرکت مقابل وی را نداشته باشد تا چند وقت دیگر از هم خواهد پاشید. نه، چنین چیزی نیست، پاسخها و چهرهی همراه با غرور شما نشاندهنده شدت تخصص نیست.
نکته: به جلسه مصاحبه رفتن برابر با گرفتن شغل نیست، شما باید شخصیت مودب، اجتماعی و خوبی از خود نشان دهید.
۱۵. نداشتن اطلاعات کافی
اگر برای یک سمت رده بالا به مصاحبه میروید و برای مثال میخواهید در خط جبهه صنعت تکنولوژی وظیفهای را در اختیار بگیرید پس باید انتظار سوالی مثل این: «به نظر شما جالبترین بخش تکنولوژی چیست؟» را داشته باشید و علاوه بر این باید آمادگی برای جواب دادن به آن را هم داشته باشید.
نکته: آماده باشید! برخی از سوالها و نکتههای اصلی صحبت خود در جلسه مصاحبه را یادداشت کنید و پیش از رسیدن به محل مصاحبه آن را مرور کنید. قطعا این برگه در زمان پرسیدن سوالها به کمک شما میآید.
۱۴. ارسال پیوست در ایمیل
دانلود کردن پیوست ایمیلها برای بسیاری از شرکتها با خطرهایی مثل داشتن ویروسهای مخرب همراه است. در ارسال ایمیلهای درخواست کار از متون و لینکها برای نشان دادن رزومه و مشخصات خود استفاده کنید. به این شکل آن شخص مسئول در شرکت مقابل هم با آسودگی بیشتر میتواند در گوشی یا لپتاپ خود اطلاعات شما را مشاهده کند.
نکته: بهترین جایی که رزومه شما قابل نمایش است، حساب کاربری لینکداین (Linked In) شما است. نمونه کارهای شما هم اگر با لینک درون ایمیل قابل نمایش باشند، کار را بسیار آسانتر میکنند.
۱۳. پوشیدن لباس نامناسب
میدانیم که جوان و تنوعطلب هستید، کسانی که وظیفه مصاحبه کردن را دارند هم به لباسهای راحت و متنوع علاقه دارند، اما بگذارید شخص مقابل متوجه شود شما برای آشنایی با وی احترام قائلید و با لباسی مرتب، منظم و شیک به دیدار وی و کمپانی آنها (و کمپانی آینده خودتان) رفتهاید.
نکته: اهمیت پوشیدن لباسهای منظم، مناسب و رسمی در جلسههای مصاحبه آنقدر زیاد است که حتی اگر به صورت گفتگوی ویدیویی تحت وب هم قصد مصاحبه دادن را دارید، بهتر است با کت و شلوار و اتو کشیده با شخص مقابل صحبت کنید.
۱۲. حرف از پول، آنهم در جلسه اول
هر دو طرف مصاحبه شونده و مصاحبه کننده دوست دارند تا در سریعترین زمان ممکن مطمئن شوند کاری که قصد انجام آن با یکدیگر را دارند، وقت تلف کردن نباشد. اما پرسیدن درباره مقدار پول در همان جلسه و در همان سوالات اول نشانهای نیست جز از اینکه شما تازهکارید.
نکته: به یاد داشته باشید که استخدام یک «روند» است. هر چقدر که این روند را بیشتر طی کنید، نشانهای است که کارفرما علاقه بیشتری برای استخدام شما دارد، همه چیز وابسته به زمان است، پس کمی صبوری نشان دهید.
۱۱. عکس نامناسب در شبکههای اجتماعی
اگر از یک ایمیل شخصی که آن را با یک عکس شخصی هم مزین کردهاید! برای ارسال رزومه استفاده میکنید پس زیاد انتظار جدی گرفته شدن نداشته باشید.
نکته: تصویر و متونی که میخواهید برای درخواست شغل ارسال کنید را در ابتدا برای دوست خود ارسال کنید تا متوجه شوید، این متن و تصویر شما در نظر دیگران چگونه است. از تصاویر بد یا خیلی شخصی برای تصاویر حساب خود در شبکههای اجتماعی استفاده نکنید.
صنعت خودرو به تازگی تولد ۱۳۰ سالگی خود را جشن گرفت. کارل بنز در سال ۱۸۸۶ پتنتی را به ثبت رسانده است که به اعتقاد کارشناسان اولین خودروی تاریخ است. با ما همراه باشید.
همواره از هنر فورد بداخلاق به عنوان پدر خودروهای بنزینی یاد میشود. اما اشتباه است؛ زیرا در واقع سالها پیش خودروهای مجهز به پیشرانههای بنزینی تولید شده بودند. اما هیچ کدام مانند فورد خط تولید پیشرفتهای نداشتند و به صورت گسترده در بازارهای مختلف عرضه نشدند. اگر بخواهیم دقیقتر به دنبال اولین تولید کنندهی خودروی بنزینی باشیم، با نام کارل بنز بر خواهیم خورد. خودروی سه چرخ مجهز به پیشرانهی بنزینی وی در سال ۱۸۸۵ تولید شد و در سال ۱۸۸۶ پتنت شد.
کارل بنز با اعتماد به نفس از محصول خود، در ۲۹ ژانویه به دفتر ثبت پتنت در برلین مراجعه کرد و وسیلهی نقلیهی خود را با نام «خودروی بنزینی» تحت کد DRO 37435 به ثبت رساند. با این که افراد زیاد دیگری اعم از گوتلیب دایملر و جورج سلدن در زمان مشابه در حال کار بر روی خودروهای مجهز به پیشرانههای بنزینی بودند، اما پتنت بنز، وی را به عنوان تولیدکنندهی اولین نسل از خودروهای فعلی معرفی میکند.
عموما اختراع بنز را با نام موتور واگن یا موتور کار میشناختند. این خودرو به پیشرانهی تک سیلندر به حجم ۹۵۴ سیسی مجهز بود که توانی کمتر از یک اسب بخار داشت. پیشرانهی نامبرده توانایی رسیدن به دور موتور ۴۰۰ دور بر دقیقه را داشت و سرعتی برابر با ۱۶ کیلومتر بر ساعت را برای خودرو به ارمغان میآورد. خودروی بنز از شاسی فلزی ساخته شده بود و از طریق زنجیر توان پیشرانه را به چرخهای بزرگ خود منتقل میکرد. شاید در آن زمان کسی فکرش را هم نمیکرد، اما اختراع بنز پس از یک قرن تبدیل به بزرگترین صنعت جهان شد.
طبق اخبار منتشر شده بِرتا، همسر کارل بنز در توسعهی پیشرانه کمک شایانی به وی کرده بود. بنز توسعهی خودرو را ادامه داد و سرانجام در سال ۱۸۸۸ توانست نسل سوم خودروی خود را با نام Model III عرضه کند. در ماه آگوست سال ۱۸۸۸ برتا به همراه پسران خود یوجین و ریچارد در همکاری با کارل بنز موفق به طی مسیر ۱۹۳ کیلومتری شدند تا از این طریق کاربردی بودن محصول خود را به همگان ثابت کنند.
سرانجام بنز با گوتلیب دایملر به شراکت پرداخت و خودروها را با همکاری یکدیگر توسعه دادند. همکاری دایملر و بنز باعث تولید یکی از برترین شرکتهای خودروسازی شد که پایهی توسعه و عرضهی تکنولوژیهای بیشماری را فراهم کردند. امروزه خودروهای پتنت شده بنز و دایملر در موزهی شرکت مرسدس بنز در اشتوتگارت در معرض نمایش عموم قرار گرفتهاند.
این روزها صحبت از سناریوهای متعددی برای آخرالزمان میشود. در حالیکه تغییرات آب و هوایی، برخورد سیارک با زمین، ظهور هوش مصنوعی و جنگ اتمی از جمله داستانهای مهیج و مشهور برای پایان دنیا هستند، اما خطر بسیار جدیتر و محتملتری نادیده گرفته میشود. با ما همراه باشید.
آنتیبیوتیکها یکی از موثرترین سلاحهای انسان در برابر بیماریها هستند، اما این داروهای با ارزش که تا به حال جان میلیونها نفر را نجات دادهاند، میتوانند منجر به وقوع آخرالزمانی تمام عیار شوند. جالب اینجاست که احتمال وقوع چنین سناریویی برای پایان جهان، از بسیاری فرضیههای دیگر بیشتر است. اگر چنین اتفاقی بیفتد، شاهد بروز طاعون سیاه بعدی خواهیم بود. میلیونها نفر کشته شده و جوامع مدرن تبدیل به خرابه خواهند شد.
مشکل بزرگ آنتیبیوتیکها این است که باکتریها با گذشت زمان تکامل پیدا کرده و نسبت به آن مقاوم میشوند. بسیاری از افراد تصور میکنند که با داشتن محققان بیولوژیست توانمند و در اختیار داشتن تجهیزات گرانقیمت و پیشرفتهی آزمایشگاهی، پیدا کردن دارویی جدید نباید کار چندان سختی باشد.
مشکل از نداشتن دارو نیست، بلکه مسئله اینجا است که با هر بار استفاده، دارو اثربخشی خود را اندکی از دست میدهد. دانشمندان به تازگی نتایج تحقیقاتی را منتشر کردهاند که حکایت از مقاومت باکتریها به «آخرین آنتیبیوتیکهای موثری که برایمان باقی مانده است» دارند. در این گزارشها به افزایش مرگ و میر ناشی از باکتریهای مقاوم به دارو اشاره شده است و موج جدید بیماریهای مقاومتی «سونامی خاموش» نام گرفته است. فاجعهای که ممکن است تسلط انسانها بر سیاره را زیر سوال ببرد.
تکامل میتواند علیه ما شورش کند
تکامل لزوماً در جهت کامل شدن و بهبود شرایط نیست. به همین دلیل است که توصیه میشود به جای تکامل از واژهی «فرگشت» استفاده شود؛ چرا که از برداشت غلط دربارهی مفهوم آن جلوگیری میکند.
اجازه دهید تا اندکی از موضوع بحث فاصله بگیریم و حکایت آموزندهای دربارهی فرگشت را با هم بخوانیم. این داستان از آنجایی به موضوع بحث ما کمتر مربوط است که دربارهی داروهای ضدویروسی است، نه آنتیبیوتیکها. داستان دربارهی یکی از اولین داروهای درمان ایدز با نام آزیدوتیمیدین (azidothymidine) یا AZT است. این دارو در واقع نسخهی مشابه شیمیدرمانی برای ایدز بود. AZT تا حدودی نسخهی غیرکاربردی از نوکلئوتید T در DNA است که تولید انبوه ژنومهای ویروسی جدید را مختل میکرد. البته AZT دیگر کارکردهای سالم DNA را به هم میریخت و برای همین به طرز وحشتناکی مصرف آن برای بیمار ناراحت کننده بود.
پس از مدتی محققان دریافتند که تمامی این دردها بیهوده است. اگرچه در ابتدای استفاده از AZT نشانههایی از بهبود یافت میشد، اما با گذشت زمان شرایط دوباره به حالت قبلی باز میگشت و در صورت ادامهی تجویز دارو، تنها حاصل آن شکنجه دادن بیمار با دارویی بیاثر بود. اما نکتهی جالب این بود که اگر پس از مدتی قطع درمان دوباره از AZT استفاده میشد، سطح سلامت بیمار دوباره اندکی بهبود پیدا میکرد. این یعنی بیماری دوباره به AZT حساس شده بود.
این سوال که چرا چنین اتفاقی رخ میدهد، مدتی فکر محققان را به خود مشغول کرد. به نظر میرسد که آنزیمهای ویروسی که A,C,T و Gهای آزاد را به رشتههای DNA در حال رشد اضافه میکنند، تنها یک تغییر کوچک شیمیایی لازم دارند تا دیگر نتوانند AZT را بگیرند، در حالی که همچنان قادر به گرفتن تیمیدینهای سالم خواهند بود. به محض اینکه یک ژنوم ویروسی به صورت تصادفی چنین آنزیم جهشیافتهای تولید کند، سلول به سرعت آلوده به رشتههای مقاوم به AZT میشود.
نکتهی بسیار شگفتانگیز داستان این است که این تغییرات کوچک شیمیایی، حتی در حد اضافه شدن یک گروه شیمیایی به تنها یک آنزیم در چرخهی پیچیدهی زندگی ویروسها، برای تولید مقادیر قابل توجهی از آن کافی است. دلیل اینکه حساسیت به AZT بعد از مدتی دوباره به حالت عادی بر میگردد این است که تولید آنزیمهای ضد AZT برای سلول از لحاظ مصرف انرژی اندکی پرهزینهتر از تولید آنزیمهای معمولی است. وقتی پزشکان درمان با AZT را متوقف میکنند، دیگر آنزیمهای ضد AZT مزیتی نسبت به رقبای معمولی خود ندارند و به طرز شگفتانگیزی ظرف مدت زمانی کوتاه، جمعیت ویروسی سلول دوباره از نسخهی آسیبپذیر نسبت به دارو (که تولید آن برای سلول به صرفهتر است) پر خواهد شد.
تفاوت ظریف تکامل میکرو ارگانیسمها با تکامل ما جانداران در همین است. فرآیند تغییر در ژنوم که در پستانداران (به دلیل طول عمر بالای آنها) ممکن است میلیونها سال طول بکشد، در ژنوم ویروسها ظرف مدت زمان کوتاهی صورت میپذیرد.
منظور از این داستان این است که وقتی در حال مبارزه با یک دشمن در حال تکامل هستید، نمیتوانید برای ادامهی مبارزه به پیروزیهای قبلی متکی باشید. به نظر میرسد که بهترین راهِ استفاده از AZT درک کامل نحوهی عملکرد آن و عکسالعمل روباتهای ژنتیک است.
داروهای تجویز شده را تا انتها مصرف کنید
اگرچه ویروسها نسبت به دارو واکنش نشان داده و تکامل پیدا میکنند، آنها را نمیتوان موجود زنده به حساب آورد. عفونتهای واقعی توسط گونههای مهاجم، باکتریهایی مانند ایکُلی (اشریشیا کُلی) یا انگلهای تکسلولی که باعث بیماری مالاریا میشوند هم به همان اندازه مقاوم و رامنشدنی هستند. آنها میتوانند چرخهی زندگی بسیار پیچیدهتری داشته باشند و به قسمتهایی از بدن که باکتریهای مفیدی دارند هم راه پیدا کنند. باکتریهایی که از بین بردن آنها عوارض ناخواستهی زیادی دارد و نمیتوان ریسک نابودی آنها را پذیرفت.
تفاوت بزرگ بین مقاومت به داروهای میکروبی و ویروسی این است که میکروبها بزرگتر و پیچیدهتر هستند و زمان بیشتری طول میکشد تا منتشر شوند. روند تکامی که در مورد HIV و داروی AZT بررسی کردیم، تنها با مشاهدهی یک انسان هم مشخص میشود، در حالی که برای متوجه شدن روند تکاملی باکتریایی، باید کل جمعیت انسانها را در طول زمان مشاهده کرد. درمان تنها یک فرد موجب تکامل و مقاومت داروها نمیشود، بلکه درمان در سطح جمعیت و پاسخ به شیوع است که باعث مقاومت دارویی میشود.
وقتی آنتیبیوتیک مصرف میکنیم، معمولاً از دارویی ناقص برای غلبه بر عفونتی میکروبی استفاده میکنیم. لازم نیست در طول دورهی درمان ۱۰۰ درصد میکروبها را بکشیم، بلکه با کشتن ۹۵ درصد آنها در طول هر دورهی درمان هم میتوان بر بیماری غلبه کرد.
هنگامی که دکتر شما برایتان آنتیبیوتیک تجویز میکند، اولین چیزی که تذکر میدهد این است که دورهی درمان خود را با مصرف کامل دارو به اتمام برسانید. دلیل آن هم مشخص است: هرچه طول دورهی درمان آنتیبیوتیکی بیشتر باشد، تعداد کمتری از باکتریها جان سالم به در خواهند برد. تعداد بازماندهها ممکن است آنقدر کم باشد که نشانهای از وجود خود بروز ندهند، بهطوری که احساس بهبودی خواهید کرد و ممکن است درمان خود را متوقف کنید. بسیاری از مردم در چنین شرایطی فکر میکنند که بهتر است مصرف دارو را متوقف کرده و مقداری از آن را برای دفعات بعدی بروز بیماری نگه دارند.
به یاد داشته باشید، مسئولیت مصرف اشتباه آنتیبیوتیک همانقدر که بر عهدهی بیماران است، بر گردن پزشکان نیز است. متاسفانه بعضی پزشکان برای ایجاد رضایتمندی در مراجعان، حتی برای بیماریهایی که بدنی سالم به راحتی قادر به مبارزه با آن است، مقادیر زیادی آنتیبیوتیک تجویز میکنند. حرفهی پزشکی در حال تغییر رویهی خود و اعمال سختگیری در تجویز داروهای آنتیبیوتیکی است تا با این کار گذار به دوران «پسا آنتیبیوتیک» را کمی آهستهتر کند.
وقتی آنتیبیوتیکها به خوبی تجویز شوند و هر کس دورهی درمان خود را به انتها برساند، نتایج اغلب به طرز شگفتآوری خوب است. این کار منجر به کشته شدن باکتریهای «نیمه مقاوم» میشود که در صورت نجات پیدا کردن، راه حل نصفه و نیمهی خود را به نسلهای بعدی منتقل کرده و در نهایت میتوانستند موجب شکلگیری باکتریهای مقاومتر شوند. با متوقف کردن چرخهی نوآوریهای تکاملی باکتریها، میتوان از تبدیل شدن یک بیماری متداول فصلی به بحران بهداشت عمومی در سطح جهان جلوگیری کرد.
عواقب ناخواسته
چشمانداز میکروبهای مقاوم به دارو همانقدر که به پزشکی مرتبط است، با صنعت نیز در ارتباط است. مزارع مدرن به معنای واقعی کلمه کارخانههای تولید باکتریهای بیماریزا هستند و حیوانات در چنین شرایطی تنها در صورت تزریق مکرر آنتیبیوتیک زنده خواهند ماند. با کمتر شدن هرچه بیشتر اثربخشی چنین تزریقهایی، دامداری کارآمدی خود را از دست خواهد و شاهد بالارفتن قیمت و کاهش عرضهی محصولات دامی خواهیم بود. در بدترین حالت، ممکن است جهان امنیت غذایی خود را از دست بدهد.
علم نوین اما همچنان به ما امید میدهد. آنتیبیوتیکهای جدید و به شدت موثری در حال کشف شدن هستند. علاوه بر آن، ساختار مولکولی و فرآیند تولید دارو با پیشرفتهای بزرگی مواجه بوده است؛ به این معنی که توسعهی داروهای موثر جدید در حال آسانتر شدن است. با این دید، مشکل اصلی ما توانایی فنی برای ساخت سریع دارو برای مقابله با تکامل میکروبها نیست، بلکه مشکل اصلی توانایی ما برای تولید، برآمدن از پس هزینهها و توزیع گستردهی این داروها است؛ قبل از اینکه میکروبها تکامل پیدا کنند و داروهای جدید هم منسوخ شوند. برای همین است که خیلیها دوران «پسا آنتیبیوتیک» را یک «پاد آرمانشهر» توصیف میکنند که در آن آسیبپذیری شما نسبت به بیماریها، با میزان ثروت و طبقهی اجتماعی شما رابطهی عکس خواهد داشت.