چگونه اینترنت خلاقیت ما را افزایش میدهد
بسیاری از افراد اینترنت را دشمن خلاقیت و مانعی برای شکوفایی استعدادهای فردی محسوب میکنند؛ درحالیکه استفادهی صحیح از آن میتواند خلاقیت ما را در کار و زندگی به شکل غیرمنتظرهای افزایش دهد. با ما همراه باشید.
دامین والترز نویسندهی مقاله فرهنگ سازنده (Creator Culture) در روزنامهی گاردین، مینویسد:
اشتیاق به ساختن، عمیقترین میل درونی ما و عاملی است که ما را به انسانهای بهتری تبدیل میکند. گناه نادیده گرفتن این میل درونی فقط بر گردن خود ماست.
به گفتهی یکی از اساتید حقوق دانشگاه هاروارد به نام لارنس لسیگ:
با گذشت زمان ما از فرهنگ «نوشتن و خواندن» به فرهنگ «فقط خواندن» تغییر مسیر دادهایم. نوشتن متنهای منعکسکنندهی نظریات صادقانه و برخواسته از قلب، جای خود را به کلیک کردن بر روی دکمه «لایک» داده است. ما برای اجتناب از کسالت و خستگی، بهجای خلاقیت متفکرانه به مصرفگرایی پوچ و عاری از تفکر روی آوردهایم.
در حال حاضر ما بیشتر از هر مقطع دیگری به انتشار افکارمان در سراسر جهان میپردازیم و توئیت کردن در مورد فیلمهایی که دیدهایم یا انتشار سلفیهای خاطرهانگیز، یکی از عمدهترین سرگرمیهای روزمره محسوب میشود. این نوع انتشار منبع پرمخاطبترین و فراوانترین محتوای اینترنتی عصر حاضر است ولی هیچ خلاقیتی در آن وجود ندارد و به هیچ تغییر و تحول سازندهای منجر نمیشود.
خلاق بودن یک انتخاب است
باوجود موارد ذکر شده در فوق، از زمان تولد اینترنت خلاقیت و سازندگی فردی همیشه در حال رشد و توسعهی تصاعدی بوده است. در همین لحظه با چند کلیک میتوانیم نتیجهی سازندگی افراد زیادی را ببینیم که خلاقیت برای آنها انتخاب بوده نه اتفاق. امروزه به لطف اینترنت تقریبا هیچ مانعی سر راه شکوفایی خلاقیت وجود ندارد، هزینهی شکستهای احتمالی دنبال کردن ایدههای سازنده به کمترین حد ممکن رسیده و فراوانی خروجیهایی که برای بیان ایدههای خلاقانه در دسترس هستند غیرقابلباور است.
بهاینترتیب ملامت کردن اینترنت یا بهطور کلی فناوری مدرن بهعنوان نابودکنندهی قوهی ابتکار و سازندگی منطقی نیست. بدون شک اینترنت میتواند باعث سرکوب انگیزههای سازنده و غرق شدن در دامان مصرفگرایی شود ولی بهصورت همزمان دروازههای دنیای خلاقیت را به روی رؤیاپردازان سازنده میگشاید. فقط باید در این دوراهی مسیر صحیح را انتخاب کرد.
اینترنت دریایی بیکران از انتخاب است
تا پیش از اختراع اینترنت راههای بروز خلاقیتهای فردی محدود بودند. در آن دوران ما میتوانستیم با نوشتن، نواختن، نقاشی کردن، آواز خواندن، بافتن و تراشیدن خلاقیت خود را بروز دهیم که این گزینهها هم در اختیار همه نبودند. ولی بعد از تولد اینترنت هیچ محدودیتی برای هیچکس وجود ندارد و راههای بروز ایدههای فردی به شکل غیرقابلباوری افزایش پیدا کردهاند.
اگر از نوشتن لذت میبرید، میتوانید وبلاگ یا وبسایت خودتان را راهاندازی کنید یا در یکی از وبسایتهای بیشمار موجود در اینترنت بنویسید. افرادی که به چالشهای جدیتر و نویسندگی بهعنوان یک حرفه علاقه دارند همیشه میتوانند کتابهای خود را در اینترنت بهراحتی منتشر کنند.
اگر عاشق عکاسی هستید، دریایی از نرمافزار ویرایش حرفهای تصاویر بهصورت رایگان در دسترس شما قرار دارد و رسانهای مثل اینستاگرام به راحتترین شکل ممکن ارتباط شما و مخاطبانتان را تأمین میکند. حتی اگر بخواهید از عکاسی کسب درآمد کنید، مرورگر اینترنت شما به نمایشگاه عکسهایتان تبدیل میشود.
علاقهمندان به ساختن فیلم میتوانند فیلمهای کوتاه و کمهزینهی خود را از طریق وبسایتهای به اشتراکگذاری ویدئو نظیر یوتیوب، ویمیو و … برای میلیونها بیننده در سراسر دنیا به نمایش بگذارند.
اگر عاشق ساختن اشیاء فیزیکی و قابللمس هستید، انجمنهای آنلاین نظیر Instructables ساختههای شما را در سرتاسر فضای مجازی به نمایش میگذارند یا پروژههای عمومی و متنباز مثل آردوینو (Arduino) با کمی آموزش امکان حل مشکلات فنی را برای همگان فراهم میکنند.
این فهرست بیپایان شامل دنیایی از نرمافزار، منبع اینترنتی و انجمن آنلاین، راه را برای رسیدن به هر نوع خلاقیت و ایدهای که در ذهن دارید هموار میکند.
اگر دیگران توانستند، شما هم میتوانید
فرهنگ خلاقیت و ابتکار یک خیال واهی نیست. در حال حاضر موانع این کار بسیار کم و تنها مانع واقعی، اراده و انتخاب پیوستن به این فرهنگ است. کافی است هر هفته کمی از زمان فراغت خود را به پیگیری ایدههای خلاقانه اختصاص بدهید یا به مدت یک ماه هر روز یک ساعت زودتر از خواب بیدار شوید و زمان بهدستآمده را برای ساختن صرف کنید.
ماریا پوپوا (Maria Popova) عاشق نوشتن، خواندن و ایدههای خلاقانهی ترکیبی بود و این اشتیاق را با معدود دوستان حاضر در فهرست مخاطبان ایمیل خود در میان گذاشت. اکنون وبسایت او (Brain Pickings) هر هفته صدها هزار بازدیدکننده دارد و مدیریت آن به کار تماموقت ماریا تبدیل شده است.
اوان پوشِک (Evan Puschak) یک فیلمساز گمنام غیرحرفهای بود که فیلمهای کوتاه با مضمون کندوکاو در مورد مفاهیم پنهان رویدادهای فرهنگی پرمخاطب میساخت. او صرفا بهعنوان سرگرمی ساختههای خود را در یوتیوب به اشتراک گذاشت و اکنون با داشتن ۴۰۰ هزار دنبال کننده، درآمد بسیار خوبی از کانال یوتیوب خود کسب میکند.
همهی ما داستانهایی از این دست زیاد شنیدهایم؛ داستانهایی واقعی در مورد افرادی که اشتیاق خود را به «ساختن» سرکوب نکردند و بعد از فراهم کردن امکان دسترسی دیگران به محصول خلاقیت خود، با استقبال انبوهی از مخاطبان روبرو شدند. تمایلی به جلب مخاطب داشته باشیم یا نه؛ باز هم «اشتیاق به ساختن، عمیقترین میل درونی ما و عاملی است که ما را به انسان بهتری تبدیل میکند»
مهم نیست که نتیجهی خلاقیت و میل به ساختن، فقط باعث رضایت شخصی ما میشود یا میلیونها مخاطب را جذب میکند؛ «خلاق بودن» مهم است. وقتی اشتیاق درونی خود را به افزایش و انتشار خلاقیت حس میکنید، مصرفگرایی صرف با میل به ساختن جایگزین خواهد شد. برای شکوفا شدن خلاقیت خود میتوانید از توصیههای زیر استفاده کنید:
یک هدف نهایی داشته باشید
اولین گام در متد حل خلاقانهی مسئله (CPS)، شناسایی و مشخص کردن دقیق مشکل است. برای شکوفایی خلاقیت برداشتن صحیح این گام اهمیت زیادی دارد. مهمترین اصل برای حل یک مشکل یا پاسخ دادن به یک سؤال، مشخص کردن خلاقانه و موفق هدف نهایی است.
یک از مؤثرترین راهکارها برای مشخص کردن هدف نهایی، روش «۵ چرا» است که ساکیشی تویودا در اوایل قرن بیستم آن را در شرکت تویوتا مورد استفاده قرار داد. در شروع هر کاری از خود میپرسید که «چرا میخواهم این کار را انجام بدهم؟». این سؤال به مطرحشدن دامنهی وسیعی از پاسخها منتهی میشود و قطعا بهتنهایی هیچ کمکی به مشخص کردن هدف و راهحل نخواهد کرد. برای روشن شدن مسئله باید به سؤال کردن ادامه بدهید. بعد از مطرح کردن ۳ یا ۴ سؤال دیگر و پاسخ گفتن به آنها، ماهیت مسئله برایتان روشن میشود و هدف نهایی کمکم خود را نشان خواهد داد.
به یک مثال ساده در این مورد توجه کنید:
مشکل: خودروی شما روشن نمیشود.
· چرا؟ شارژ باتری تمام شده است.
· چرا؟ دینام عمل نمیکند.
· چرا؟ تسمهی دینام پاره شده است.
· چرا؟ عمر مفید تسمهی دینام به پایان رسیده و بهموقع تعویض نشده است.
· چرا؟ خودرو بر اساس زمانبندی توصیهشده توسط سازنده بازدید فنی نشده است. (پنجمین چرا و رسیدن به یک دلیل ریشهای)
وقتی دلیل ریشهای را پیدا کردید، مشکل به یک چالش خلاقانه تبدیل میشود که در مثال فوق میتواند به این شکل باشد:
چگونه میتوانیم مطمئن شویم که خودروهای بیشتری براساس زمانبندی توصیهشدهی سازنده مورد بازدید فنی دورهای قرار میگیرند؟
هرکدام از چالشهای خلاقانهای که با این روش برای خود ایجاد میکنید، باید صرفا بر حل یک مسئله متمرکز باشند ولی این مسئله باید بهاندازهی کافی گسترده باشد تا مجال بروز خلاقیت را از شما سلب نکند.
این نوع راهکارها را میتوان بهصورت سنتی و روی کاغذ پیادهسازی کرد ولی ابزارهای آنلاین مفیدی نیز برای اجرای آنها در دسترس هستند که به هرکدام از «چرا»ها چشمانداز وسیع و جامعی میدهند و با امکانات جذاب خود چالش را با وضوح بیشتری به نمایش میگذارند. شما میتوانید سه بار بهصورت رایگان از وبسایت مایندمایستر (MindMeister) برای پیادهسازی دیداری ایدههای خود استفاده کنید. اپلیکیشین لاینو (Lino) به شما کمک میکند ایدههای خلاقانهی خود را در قالب یادداشتهای دیجیتال مدیریت کنید. نرمافزار واننوت (OneNote) مایکروسافت ابزاری بسیار آسان و کاربردی برای سازماندهی دیداری افکار و ایدهها است.
محدودهی تخصصی چالش خلاقانهی خود را بشناسید
روبرو شدن با چالش خلاقانه بدون داشتن شناخت عمقی نسبت به محدودهی تخصصی آن ندرتا با موفقیت همراه میشود و به همین دلیل است که توانایی تحقیق و کسب سریع مهارت ارزش بسیار زیادی پیدا میکند. برای افزایش سرعت یادگیری مهارت راههای مختلفی وجود دارد که چکیدهی آنها به شرح زیر است:
· ایجاد یک حلقهی بازخورد برای پیدا کردن ضعفها و یادگیری از آنها
· استفاده از تمرین هدایتشده و جهتدار برای نابودی زیربنایی ضعفها
· آغاز آموختن آنچه فرا گرفتهاید به دیگران برای دستیابی به شناخت کلی و درک کامل موضوع
مارگارت بودن (Margaret A. Boden) در مورد خلاقیت در آموزش میگوید:
تفکر خلاقانه بدون داشتن دانش غنی و ریشهای در مورد موضوع تفکر امکانپذیر نیست. داشتن آگاهی عمقی مرتبط با چالشی که پیش روی ماست، نهتنها امکان شناسایی کامل مسئله را فراهم میکند بلکه موانع رسیدن به راهحلهای خلاقانه برای آن چالش و همهی موارد مشابه آن را از پیش روی ما برمیدارد.
بنابراین اگر از پیدا کردن راهحل مسائل خود ناامید شدهاید تا جایی که ممکن است دانش خود را در مورد آن افزایش بدهید. همزمان با گسترش مرزهای دانشتان، قادر خواهید بود مسئله را از دیدگاههای متفاوتی ببینید. گذراندن دورههای آموزشی وبسایتهایی نظیر Lynda و Coursera کمک بسیار مؤثری در این راه است. استفاده از ویدئوهای آموزشی و وبلاگهای مرتبط با محدودهی تخصصی چالش نیز کمک میکند که دانش خود را در مورد آن افزایش دهید.
افقهای ذهنی خود را توسعه بدهید
برای بالا بردن قدرت خلاقیت و سازندگی باید افقهای ذهنی خود را در حوزههایی غیر از محدودهی تخصصی چالش پیش رویتان توسعه بدهید. همزمان با افزایش آگاهی در حوزههای جانبی و مفید -از آموزش عکاسی گرفته تا صحبت کردن به زبانی دیگر– زاویهی دید شما برای غلبهی خلاقانه بر چالش به شکل غیرقابلباوری گسترش پیدا میکند.
بهصورت طبیعی هر چه توانایی ذهنی خود را در محدودههای بیشتری تقویت کنید، دیدگاه شما برای غلبه بر چالش انعطاف بیشتری خواهد داشت. این گفته به این معنا نیست که برای حل خلاقانهی چالش باید در همهی حوزهها به درجهی استادی برسید. تنها آشنایی ساده و در حد سرگرمی با طیف وسیعی از حوزههای تخصصی، تأثیر حیرتانگیزی در افزایش قدرت خلاقیت دارد.
بهعنوانمثال تفاوت نتیجهی کار دو برنامهنویس متبحر و حرفهای را در نظر بگیرید که سرگرمی یکی از آنها نورپردازی، عکاسی و ادبیات است و دیگری فقط اخبار فناوری را دنبال میکند.
در حقیقت بسیاری از دستاوردهای مهیج و غیرقابلباور از درهمآمیخته شدن حوزههای سرگرمی و علایق غیرحرفهای با مهارت تخصصی حاصل میشوند. برای رسیدن به این سطح از خلاقیت کمی وقت آزاد برای خود ایجاد کنید و با آموختن بیهدف کارهایی که صرفا از انجام آنها لذت میبرید، به استعدادهای نهفتهی خود فرصت بالندگی بدهید.
با دیگران همفکری و همکاری کنید
فعالیت در چندین حوزهی غیرتخصصی و سرگرمی به معنای سیراب شدن عطش یادگیری و عدم نیاز به دانش بیشتر نیست. به همین دلیل ایجاد شبکهای گسترده از دوستان با مهارتها و علایق مختلف اهمیت زیادی دارد. در حقیقت با انجام این کار یک گروه توانا با احاطهی کامل به محدودهی گستردهای از مهارتها و سرگرمیها ایجاد میکنید و به منبع بیپایانی از خلاقیت دسترسی خواهید داشت که رسیدن به آن هیچوقت برای یک نفر بهتنهایی امکانپذیر نیست. بهاینترتیب همیشه راهکارهای مؤثرتری برای غلبهی خلاقانه بر چالشها پیدا میکنید.
فضای مجازی لبریز از سرویسها و اپلیکیشینهای مفید برای ایجاد یک گروه خلاق است؛ از Flockmod برای طراحی گروهی گرفته تا Google Drive برای نویسندگی گروهی.
بدون تردید اینترنت با آسان کردن دسترسی به شبکههای اجتماعی و تلویزیونی وسوسهانگیز نیاز به خلاقیت را سرکوب میکند ولی بهصورت همزمان بهترین محل برای یافتن موقعیتهای مناسب افزایش خلاقیت است.
سازنده باشید نه مصرفکنندهی مطلق
در حال حاضر فرم مجازی خرد جمعی تقریبا در هرکجای دنیا به معنای واقعی تنها چند کلیک با شما فاصله دارد و میتوانید با بعضی از نخبهترین اشخاص در رشتههای مختلف بهصورت مستقیم ارتباط برقرار کنید. بهعبارتدیگر استفاده نکردن از این موقعیت بینظیر برای اعتلای دانش، گسترش محدودهی علایق شخصی، برقراری ارتباط سازنده با دیگران و تبدیلشدن از یک مصرفکنندهی صرف به بخشی از فرهنگ خلاق و مولد با هیچ عذر و بهانهای قابل توجیه نیست.
با این توصیهها و به کمک انبوهی از ابزارهای موجود در اینترنت، حتی در وقت آزاد خود میتوانید برای خود چالش ایجاد کنید و راهحل خلاقانهای برای غلبه بر آن بیابید. فقط باید بدانید که به دنبال چه هدفی هستید و بهتنهایی یا به کمک دیگران به آگاهی ضروری برای رسیدن به آن هدف دست پیدا کنید.
نظر شما در این مورد چیست؟ آیا شما اینترنت را ابزاری برای تقویت خلاقیت میدانید یا مانع رشد آن؟ اگر از اینترنت برای بالا بردن خلاقیت خود استفاده کردهاید، تجربهی خود را با ما به اشتراک بگذارید. اگر اینترنت را مانع خلاقیت میبینید، به نظر شما چه کسی یا چه چیزی را باید مقصر دانست؟
ایده یا اجرا: برای موفقیت استارتاپ کدام مهم تر است؟
خیلی از ما تصور میکنیم که برای شروع یک کسبوکار باید به دنبال ایدهای ناب گشت. در همین راستا فرآیند ایدهیابی و پرورش آن چنان طولانی میشود که ایده به مرحلهی اجرا نمیرسد یا آنقدر بد اجرا میشود که کسبوکار شکست میخورد. با ما همراه باشید تا با دو مرحلهی مهم شروع استارتاپ آشنا شوید.
داشتن ایدهای نو تصوری رایج و البته غلط بین افراد است که به عنوان رمز موفقیت یک کسبوکار معرفی میشود. اکثر استارتاپهای موفق در سه نکته با هم مشترک هستند:
۱- لزوما بهترین ایده را برای شروع کار خود انتخاب نکردهاند.
۲- ایدهی اصلی کار از خودشان نبوده است.
۳- روی ایدههایی مشابه با ایدههای رقبای خود در بازار کار کردهاند.
مهمترین نقطهی تمایز کسبوکارهای شکست خورده در نحوهی اجرای ایده است. البته این موضوع نباید اینطور تلقی شود که ایده به هیچ وجه اهمیت ندارد؛ چرا که ایدهی مناسب موتور محرکهی شروع یک کسبوکار به شمار میرود و تقریبا اجرای یک طرح کسبوکار بدون داشتن ایدهای مرکزی غیرممکن به نظر میرسد.
چرا ایده مهم است؟
ایده هستهی کار است: تمام فعالیتهای ما در طول روز براساس یک ایده شکل میگیرند. در بیشتر اوقات ایدهها روزمره و عادی به حساب میآیند و در بعضی اوقات نیز ایدههایی ناب و نوآورانه به ذهن میآیند. ایده اولین قدم برای اجرای فعالیتها هستند. بنابراین هر فرد توانایی ایدهپردازی را دارد ولی آدمهای خلاق ایدههای خود را جدی تلقی میکنند.
ایدهها مسیر را به شما نشان میدهند: برای حل یک مساله کافی است به یک ایده برسید، ایده مسیر حل آن را به شما نشان خواهد داد. برای اینکه به تصویری شفافتر از این مسیر رسید باید به ایدهپردازی مشغول شد و ایدهی اولیه را پرورش داد. ایدههای خود را دستهبندی کرده، هر دسته را با استراتژی خود مقایسه و بهترین را پیدا کنید.
ایدهها جنبههای جدیدی از کسبوکار را به شما نشان میدهند: ایدهی هرچند ناقص و بد میتواند مسیرهای جدیدی را به شما نشان دهد. هر مسیر به سمت یک هدف میرود و استراتژی جدیدی را بیان میکند تا جنبههایی از کسبوکار خود را ببینید که قبلا به آن توجه نمیکردید.
ایدهها روی تمام فعالیتهای کسبوکار تاثیر میگذارند: وقتی مسیر اصلی کسبوکار خود را کشف کردید، باید برای هر بخش از مسیر برنامهریزی کنید. ایدهها به کمک شما میآیند تا به شیوهای نو سرویس و کالای خود را به مشتریان معرفی کنید یا خلاقیت را در بین نیروهای کاری خود گسترش دهید.
چرا ایده مهم نیست؟
ایده به تنهایی کارایی ندارد: بعد از اینکه ایده به ذهن شما رسید، باید ایدهپردازی کنید و ایدهی اصلی را پرورش دهید. این مرحله مثل رویاپردازی است. اما خیلی از افراد در مرحله رویا میمانند و به اجرا نمیرسند. به یاد داشته باشید بهترین ایدهها هم اگر به اجرا در نیایند به هیچ دردی نمیخورند.
ایده گمراهکننده است: همهی ما در کسری از دقیقه فهرستی از ایدهها را برای هم بیان میکنیم، اما چالش اصلی در پیدا کردن بهترین ایده است. با گفتن ایدهها احساس موفق بودن به ما دست میدهد، در حالیکه نمیتوانیم حتی بهترین ایده را پیدا کنیم.
ایده گولزننده است: ایده مثل چاقو عمل میکند؛ هم ابزار مفیدی است و هم میتواند دست شما را ببرد. اگر نتوانید فهرست ایدههای خود را کوتاه و به ایدههای برتر جنبهی عملی ببخشید به بیراهه خواهید رفت و تمام تلاش شما برای ساخت کسبوکار از بین میرود.
اجرا
جای هیچ شکی نیست که اگر مرحلهای به اسم اجرا وجود نداشته باشد ایده به هیچ دردی نخواهد خورد. اولین مرحله در ایجاد یک استارتاپ داشتن هستهی اولیه آن یا ایده است، اما در مرحلهی دوم خوب یا بد بودن ایده آزمایش میشود. بنابراین به جای اینکه مدام به ایدههای خود ببالید، به دنبال اجرایی کردن آنها باشید.
“برای من ایدهها تا زمانی که اجرایی نشوند هیچ ارزشی ندارند. اگر ارزش ایده برابر با یک باشد، اجرا ارزشی میلیونها برابر دارد.”
اجرا مثل آب هستهی اصلی کسبوکار را سیراب میکند: مثل بذر یک گیاه که برای رشد خود به آب، خاک و نور خورشید احتیاج دارد، ایده هم برای رشد به اجرا نیاز دارد. بدون اجرا هیچ ایدهای هر چقدر عالی به واقعیت نمیرسد.
اجرا درستی ایده را آزمایش میکند: بین داشتن یک برنامهی مناسب و انجام مناسب یک برنامه تفاوتهای زیادی وجود دارد. در فضای رقابتی بازار مطمئنا با چالشهای جدید و پیشبینی نشدهای روبهرو خواهید شد که امکان بروز خطا را به مراتب بالاتر میبرد. ایده برای حل این چالشها به کمک شما میآید و اجرا درستی ایده را نشان میدهد.
نحوهی اجرا مزیت رقابتی یک کسبوکار است: اجرا به معنای بهبود مداوم کسبوکار است. درست مثل پرورش ایده که باید یک ایدهی بزرگ را به گروهی از ایدههای مرتبط با آن تقسیم کنید، مرحلهی اجرا نیز به مرحلههایی کوتاهتر و قابل دسترسی تقسیم میشود. مثل بازی دومینو، با پیشروی مهرهها نتیجهی کار شما بیشتر خود را نشان میدهد و عامل تمایز شما با بقیهی رقبا میشود.
چرا اجرا سختترین مرحله است؟
اجرای یک ایده چالشیترین بخش یک کسبوکار است: خیلی از ایدههایی که به فکر شما میرسند قبلا به فکر افراد دیگر هم رسیدهاند و به دلیل ناتوانی در اجرا، ایده را پیگیری نکردهاند. شما هم اگر توانایی انجام ایدهی خود را ندارید احتمالا آن را فراموش خواهید کرد یا اگر به درستی اجرا نکنید شکست خواهید خورد.
اجرا کار زیادی میطلبد: برای رسیدن به محصول نهایی مراحل زیادی را باید طی کنید. عامل مشترک تمامی این مراحل کار زیاد است که به پشتکار شما بستگی دارد. بنابراین نباید خیلی زود ناامید شوید و دست از کار بکشید.
اجرا نیازمند سرمایهی مالی است: پیدا کردن ایدهی مناسب کار زیاد سختی نیست و نیاز به پول و سرمایهی زیادی هم ندارد. شما در هر حالتی میتوانید به ایدهی مناسب برسید. اما در اجرا نیاز به یک بودجهی از پیش تعریف شده دارید. پیدا کردن منبع مالی یکی از چالشهای شروع یک استارتاپ به شمار میرود که موفقیت در آن میتواند مسیر اجرا را آسانتر کند.
جمعبندی
ایده و اجرا هر دو برای شروع یک استارتاپ حیاتی به نظر میرسند. ایده مسیر را نشان میدهد و اجرا مسیر را برای رسیدن به هدف هموار میکند. بنابراین اگر به دنبال ایجاد یک کسبوکار جدید هستید باید به ایده و اجرا اهمیت زیادی بدهید.
باید توجه کنید که به اجرا درآوردن ایده کار هر فردی نیست و تواناییهای زیادی را میطلبد. به همین دلیل هم در بسیاری از سازمانها، دفتری به نام اتاق فکر تشکیل میدهند تا با بحث و بررسی ایدههای مختلف کار اجرایی را به بخشهای دیگر بسپارند. در طرف مقابل نیز مرحلهی اجرا یک شبه اتفاق نمیافتد؛ بسیاری از شرکتهای مطرح نیز در انجام پروژههای خود شکست میخورند. همچنین اگر ایدهی شما قبلا توسط شرکتهای دیگر اجرایی شدهاند نگران نباشید. رمز موفقیت در ایدهی بیهمتا نیست، اجرا عامل تمایز شما از بقیهی رقبا خواهد بود. فیسبوک بعد از مای اسپیس و پپسی بعد از کوکاکولا شروع به فعالیت کردهاند.
به یاد داشته باشید هیچ ایدهای آنقدر درخشان نیست که آیندهی کسبوکار شما را تضمین کند و هیچ ایدهای هم آنقدر بد نیست که نتوان آیندهای مطمئن برای آن ترسیم کرد. بنابراین دست از ایدهپردازی برندارید، ایدههای خود را یادداشت کرده و برای اجرایی شدن آنها برنامهریزی کنید.
۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند
ما انسانها حتی در انعطافپذیرترین دیدگاهها، موجودات زندهی غیرمعمول و عجیبی هستیم. ویژگیهای بیولوژیکی خاص ما نظیر مغز توسعهیافته، قرار گرفتن انگشت شست در مقابل بقیهی انگشتان و … به ما اجازه دادهاند که زمین را به شکل عجیب و داستانگونهای براساس نیازهای خود تغییر دهیم و حتی آن را ترک کنیم. آشنایی با بعضی از این ویژگیها میتواند عجیب و غافلگیرکننده باشد. با ما همراه باشید.
وقتی به وضعیت کنونی انسان و پیشرفت حیرتانگیزی که در مدت کوتاه زندگی در کرهی زمین (با توجه به قدمت سه میلیارد سالهی حیات در این سیاره) به آن رسیده، نگاه میکنیم، قبول تفاوتهای غالبا ساده بهعنوان دلیل این برتری حیرتانگیز نسبت به سایر موجودات زنده بسیار سخت است. با اینحال از دیدگاه علم زیستشناسی دلیل این برتری را میتوان در تفاوتهای ساده ریشهیابی کرد که ۱۰ مورد از بارزترین آنها به شرح زیر هستند:
توانایی صحبت کردن
عضو تولیدکنندهی صدا یا حنجره (Larynx) که یکی از مهمترین بخشها در توانایی صحبت کردن است، در بسیاری از خویشاوندان نزدیک انسان از جمله شامپانزهها نیز وجود دارد؛ ولی موقعیت آن در داخل گلوی انسان پایینتر است که این مزیتِ حاصل از تکامل، حدود ۳۵۰ هزار سال قدمت دارد. در این تغییر و تحول، استخوان لامی (Hyoid bone – یک استخوان نعلاسبی شکل در زیر زبان) نیز کمی به سمت پایین حرکت کرده و ارتباط آن با سایر استخوانهای جمجمه قطع شده است که به اینترتیب با به ارتعاش درآمدن بدون مزاحم و مستقل، به ما اجازه میدهد حروف مختلف را کاملا واضح و قابلتشخیص ادا کنیم.
راه رفتن روی دو پا

پوست برهنه و بدون مو
پوست انسان در مقایسه یا سایر اعضای خانوادهی کپَیها (انسانواران بالا رده)، برهنه و بدون محافظ به نظر میرسد. هرچند سرتاسر پوست ما بهاندازهی سایر پستانداران و حتی بیشتر از آنها فولیکول و درنتیجه توانایی تولید مو دارد، ولی با اینحال موی بدن انسان غالبا نرمتر، کوتاهتر و روشنتر است و در بسیاری از نقاط کاملا از بین رفته یا دیده نمیشود. این ویژگی به ما اجازه میدهد انگلهای پوستی را بهراحتی مشاهده و نابود کنیم.
پوشیدن لباس
باوجود اینکه زیستشناسها انسان را کَپی برهنه و بدون محافظ در برابر شرایط نامساعد محیطی محسوب میکنند، ولی ما با پوشیدن لباس این مشکل را برطرف کردهایم. این توانایی نهتنها انسان را بهگونهای منحصربهفرد در دنیای حیوانات تبدیل میکند، بلکه بر تکامل سایر گونهها نیز تأثیر گذاشته است. بهعنوان مثال اغلب گونههای شپش، در لابهلای موی حیوانات زندگی میکنند؛ ولی شپش انسانی برای زندگی در بین الیاف پارچه تکامل پیدا کرده است.
مغز خارقالعاده
بدون هیچ تردیدی دلیل اصلی استیلای انسان بر تمام موجودات زنده، مغزی توسعهیافته و خارقالعاده محسوب میشود. بزرگترین مغز در بین تمام موجودات متعلق به نهنگ عنبر است و مغز بسیاری از پرندهها در حدود ۸ درصد از بدن آنها حجم دارد. با اینحال مغز ما که نسبت حجم آن به کل بدن تنها ۲.۵ درصد است و بعد از کامل شدن رشد نهایتا حدود ۱.۴ کیلوگرم وزن پیدا میکند، با داشتن تواناییهای اعجابانگیزی مثل استدلال، تفکر و … ما را به فرمانروای مطلق قلمروی موجودات زنده تبدیل کرده است. اوج قدرت مغز انسان را میتوان در دستاوردهای نوابغی مثل انیشتین و موتزارت دید.
دستهای کارا و مؤثر
برخلاف یک باور عمومی، انسان تنها گونهای نیست که شست بدون مفصل میانی و روبروی بقیهی انگشتها دارد. در حقیقت بسیاری از کپیها این قابلیت را در حتی پاهای خود نیز دارند. برتری ما در این است که میتوانیم شست خود را به انگشتان دیگر، حتی انگشتهای کوچک و حلقه برسانیم. ما حتی قادریم انگشتهای کوچک و حلقه را کاملا به پایهی شست نزدیک کنیم. به لطف داشتن این ویژگی، بهراحتی انواع مختلف ابزار را با قدرت و تسلطی منحصربهفرد در دست میگیریم.
کنترل آتش
وقتیکه اجداد ما آتش را تحت کنترل خود درآوردند، در حقیقت به برتری حیوانات درندهی شبشکار در استفاده از تاریکی خاتمه دادند و یکی از خطراتی را که حتی میتوانست به انقراض انسان منجر شود، از بین بردند. علاوه بر این گرمای حیاتبخش شعلههای آتش، مقاومت اجداد کوچنشین ما را در مقابل آبوهوای سرد افزایش داد و زندگی در مناطق سردسیر را برای آنها امکانپذیر کرد. گذشته از این مزیتها، کنترل آتش به انسان اجازه میداد غذای خود را طبخ کنند. به گفته بعضی از دانشمندان، پخته شدن غذا که به معنای جویدن و هضم راحتتر آن است، نقش مهمی در تکامل داشته و بهمرور باعث کوچکتر شدن دندانها و دستگاه گوارش انسان شده است.
سرخ شدن صورت
برافروخته و سرخ شدن صورت، یک از ویژگیهای کاملا انحصاری انسان است که داروین آن را «عجیبترین و انسانگونهترین روش برای بروز احساسات» میدانست. مکانیسم بیولوژیکی سرخ شدن ناخواسته که مانند اعلامیهای برای فاش کردن عمیقترین احساسات انسان عمل میکند، هنوز کاملا ناشناخته است. عدهای معتقدند که این ویژگی، ترفندی بیولوژیکی برای حفظ صداقت انسانها و امکانپذیر شدن زندگی گروهی با همدلی و اتحاد کامل است.
دوران کودکی طولانیمدت
در بین تمام پستانداران؛ تنها انسان است که برای مدت طولانی تحت حمایت والدین خود باقی میماند و برای رسیدن به بلوغ آموزش میبیند که از دیدگاه بیولوژیکی این مسئله منطقی نیست. تمام موجودات زنده به جز انسان در کوتاهترین زمان ممکن به بلوغ میرسند و برای تولیدمثل آماده میشوند که بهاینترتیب امکان درهمآمیخته شدن ژنهای غالب یک گونه و درنتیجه شانس بقا و تکامل آن افزایش پیدا میکند. یک از منطقیترین توضیحات در این زمینه، مغز توسعهیافتهی انسان است که برای رسیدن به بالاترین کارایی خود به رشد و آموزش بیشتر و بالطبع زمان بیشتر نیاز دارد.
زندگی طولانی بدون توانایی تولیدمثل
بسیاری از موجودات زنده تا زمان مرگ به تولیدمثل ادامه میدهند؛ درحالیکه انسان بعد از دست دادن توانایی تولیدمثل، مدت زیادی زندگی میکند. از دیدگاه صرفا بیولوژیکی این خصوصیت انسان نیز منحصربهفرد و خلاف قوانین طبیعت است. عدهای این انحراف از معیارهای طبیعت را محصول تکامل براساس روابط اجتماعی خاص انسان میدانند. در خانوادههای توسعهیافته، پدربزرگها و مادربزرگها حتی بعد از دست دادن توانایی تولیدمثل نقش مهمی در بقا و موفقیت نسل دوم خانوادهی خود دارند.
چگونه مغز را همانند بدن آماده خواب کنیم؟
با وجود اینکه بسیاری از افراد میتوانند بهسادگی بخوابند، اما در این بین افراد زیادی نیز هستند که با خوابیدن مشکل دارند و با وجود اینکه به تخت خوابشان میروند، اما نمیتوانند بخوابند. در واقع در زندگی اینگونه افراد ترسی وجود دارد که نکند در وقت مناسب خوابشان نبرد. افرادی که دارای بیخوابی هستند به تخت خوابشان میروند و گاهی اوقات ساعتها منتظر میمانند تا بخوابند. در همین حین ذهن آنها نیز مشغول است و در حال فکر کردن به موضوعات مختلف هستند. البته همین موضوع نیز میتواند دلیلی بر بیخوابی افراد باشد.
اگر از جمله افرادی هستید که در متمرکز کردن ذهنتان مشکل دارید، باید بدانید که تنها نیستید. لازم به ذکر است که حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون آمریکایی دچار اختلالاتی در خوابشان هستند که ۲۰ میلیون دیگر نیز گاهگاهی در خوابیدن دچار مشکل میشوند. این مشکلی بسیار بزرگ است که مرکز کنترل بیماریها آن را به عنوان بیماری همهگیر و عمومی معرفی میکند. برای پی بردن به اینکه چرا افراد نمیتوانند در هنگام خواب به موارد مختلف فکر نکنند باید به سراغ مکانیزم بدن برویم و بدانیم که انسان چگونه میخوابد.
تا سال ۱۹۵۰ دانشمندان بر این باور بودند که خوابیدن فرآیندی انفعالی است؛ اما در حال حاضر دانشمندان اعلام کردهاند که بیداری و خواب بدن به دو مدل پردازشی مربوط میشود:
فرآیند S: این فرآیند باعث ایجاد تمایل خوابیدن و مهار بخشهای انگیختگی انسانها در شب میشود.
فرآیند C: این فرآیند باعث حفظ بیداری در طول روز میشود.
البته باید بدین نکته نیز توجه داشت که این دو فرآیند تحتتاثیر ریتم شبانهروزی قرار دارند.
ریتم شبانهروزی تقریبا همان ساعت بدن است که فعالیتها و رفتار انسان را تنظیم میکند و این بخش توسط هستهی سوپر اکیاسماتیک (Suprachiasmatic Nucleus) که مخفف آن SCN است کنترل میشود. SCN بخشی از مغز است که به عنوان ضربانساز ریتم شبانهروزی شناخته میشود. نور صبحگاهی برای SCN به معنای این است که زمان آن رسیده تا بیدار شود و فرآیند را از نو آغاز کند. در مقابل، غروب خورشید نیز این دستور را در بخش مذکور ایجاد میکند که بدن آمادهی خوابیدن شود.
اختلال در ریتم شبانهروزی باعث میشود که افراد شبها در خوابیدن مشکل داشته باشند و روزها نیز احساس خستگی کنند. البته باید بدین نکته نیز توجه داشت که این اختلالات تاثیراتی منفی در سلامتی میگذارند.
در افرادی که به صورت شیفتی کار میکنند، ریسک مشکلات قلبی، اختلالات گوارشی و روانی افزایش مییابد و در حقیقت دلیل تمام آنها نیز به موضوع مشکل در خواب مربوط میشود. شدت و تعداد حوادث محل کار نیز در طول شیفت شبانه افزایش مییابد.
تا اینجای کار با فرآیندی که باعث میشود انسان بخوابد آشنا شدیم. اما زمانی که در تخت خوابمان هستیم، چه اتفاقی در بدن میافتد؟
در حقیقت دو نوع خواب وجود دارد. خواب با چشمان در حال حرکت (Rapid Eye Movement) که به اختصار REM نام دارد و خواب با چشمان بدون حرکت (Non-REM) که NREM شناخته میشود. هر دو نوع خواب برای بدن انسان لازم هستند تا فرد بتواند روز خوب و بدون خستگی را شروع کند. از سوی دیگر، خواب پنج مرحله دارد که تقریبا به شکل زیر است:
زمانی که در تخت خواب نتوانیم مغزمان را تحت کنترل بگیریم، بدین دلیل است که نتوانستهایم از امواج آلفا (بر اساس تصویر بالا) در ردیف نخست به امواج تتا در ردیف دوم حرکت کنیم.
افرادی که دچار اختلال شدید خواب هستند، زمانی که میخوابند بلافاصله به مرحله REM یا خواب با چشمان در حال حرکت میرسند. مغز انسان اتفاقاتی که در طول روز افتاده را مرور میکند و در واقع باعث ایجاد خاطرات در ذهن میشود و باقیماندهی اطلاعات را پاک میکند. اما در این نوع افراد، مراحل مذکور سپری نمیشوند و بسیار سریع به خواب REM میروند.
خاموش کردن مغز و نگهداشتن آن از فکر کردن، با وجود اینکه در گفتن بسیار ساده است، اما در عمل کار دشواری به حساب میآید (البته این همان موردی است که بسیاری از افراد سعی دارند به آن دست یابند). هیچ دکمهی جادویی وجود ندارد که از طریق آن بتوانید به سادگی بخوابید؛ اما نکاتی وجود دارند که با رعایت آنها میتوانید سادهتر ذهنتان را از تفکر در حین خواب باز دارید.
۱. بدنتان را خنک کنید
بخشی از فرآیندی که بدن هر شب برای آماده شدن به خواب انجام میدهد، کاهش دمای بدن است. اگر در اتاقی هستید که بسیار گرم است، باید توجه کنید که این موضوع فرآیند بدنتان را دچار اختلال میکند. اگر بخواهیم علمیتر به این موضوع نگاه کنیم، باید بگوییم که در زمانی که بدن برای خوابیدن آماده میشود، متابولیسم بخش جلویی و پیشانی مغز کاهش مییابد و از این طریق میخواهد که دمایش را کاهش دهد. این در حالی است که بخش پیشانی مغز افرادی که اختلال خواب دارند همچنان سوخت و ساز زیادی دارد و همین موضوع آنها را از خوابیدن عاجز میکند. این موضوع باعث میشود که بدن تواناییاش را برای تنظیم دما از دست بدهد و به همین دلیل ایجاد تعادل (دمایی) مناسب در این خصوص بسیار مهم است.
۲. چراغ قرمز بخرید
احتمالا شنیدهاید که میگویند نور آبی باعث جلوگیری از خواب میشود و دستگاههایی نظیر تلویزیون، کامپیوتر و تلفن هوشمند این نور را منتشر میکنند. طول موج کوتاه نور آبی باعث میشود که تولید ملاتونین (Melatonin) متوقف شود (ملاتونین هورمونی ضروری برای خواب است). قرار گرفتن در معرض نور آبی باعث اختلال در ریتم شبانهروزی نیز میشود. به همین دلیل بهتر است که به سراغ چراغهای با نور قرمز بروید و حدود ۲ ساعت قبل از خواب نیز مقدار نور محیط را کاهش دهید. البته قبل از خواب بهتر است که از نمایشگرها نیز استفاده نکنید.
۳. با سوراخ سمت چپ بینی نفس بکشید
نفس کشیدن با سوراخ سمت چپ بینی در یوگا Nadi Shodhana نامیده میشود. برای انجام این تمرین باید با انگشت سوراخ سمت راست دماغ را بگیرید و با سوراخ سمت چپ ۱۰ بار عمل دم و باز دم را انجام دهید. گفته میشود که انجام این کار باعث آرامش در سیستم عصبی بدن میشود. در حین خوابیدن تمرکز روی موضوع نفس کشیدن، باعث میشود که به امور دیگر فکر نکنید.
۴. صبحها بیرون بروید
بیرون رفتن از خانه و قدم زدن در صبحها باعث میشود که ریتم شبانهروزی بدن تنظیم شود و بهترین زمان برای انجام این کار بین ساعت ۶ تا ۸:۳۰ صبح است. بهتر است که در این مدت حدود ۳۰ دقیقه پیادهروی کنید تا از حداکثر مزیتهای خورشید بهرهمند شوید. نور خورشید تولید ملاتونین را متوقف میکند. این همان هورمونی است که باعث ایجاد احساس خستگی میشود. احساس خستگی در روز باعث میشود که شبها که نیاز به این احساس خواهید داشت، نتوانید بخوابید.
۵. فکر کنید که خوابیدهاید
فکر کنید که یک برگ هستید که توسط باد پرواز میکند و این برگ چگونه اوج خواهد گرفت تا بخوابد و به زمین بنشیند. چنین تصوری که هیچگونه محتوای احساسی ندارد میتواند بسیار موثر باشد. کارشناسان بر این باورند که تفکر مثبت به خواب میتواند در جهت خوابیدن افراد مفید باشد. انجام این کار باعث خواهد شد که اضطرابهایی که شبها در حین خواب دارید از بین بروند. محققین در دانشگاه کلرادو (Colorado) اخیرا پی بردهاند که انسانها زمانی که خودشان را به خواب میزنند و به این باور میرسند، میتوانند هرچه سادهتر بخوابند.
نکات مفید بسیار زیادی در زمینه خواب وجود دارد که اغلب آنها روی زمینههای یکسانی بحث میکنند. بهترین راه برای دستیابی به خواب این است که ذهن و بدنتان را برای خوابیدن آماده کنید و تمام محرکهای خارجی را نیز تا حد مکان کاهش دهید. علاوه بر این باید روشهای خوابیدنتان را کشف کنید. انجام این کارها باعث میشود موانعی را که ذهنتان را از آرام شدن باز میدارند، شناسایی کنید.
خوابیدن یک فرآیند است و در همان لحظهای که وارد تخت خواب میشوید اتفاق نمیافتد. بدن انسان در تمام روزها خودش را برای خوابیدن آماده میکند. البته باید بدین نکته نیز توجه داشت که ادامه دادن روشی که بدن با آن میتواند راحتتر بخوابد، گزینهی مناسبی برای خوابیدن است و بهتر است در حین خواب به این فکر کنید که دارید میخوابید و به فکر اتفاقاتی که افتاده نباشید.
شما برای خوابیدن چه راهکارهایی را پیشنهاد میدهید؟
























